این روزها که از در و دیوار خبر میریزد و انگار خبرها با هم در رقابتند تا خودشان را به گوش و چشم و مغز ما برسانند و بر ما تأثیر بگذارند، خبر تازهی مورد توجه همگان، خانم معلم قائمشهری و ترانهخوانی شاگردان دبستانیاش بود. از آنجا که من یک معلمم و خودم را — به شکل خودخواهانه یا خودخواسته — شایسته این عنوان شغلی میدانم، خیلی از دوستان از من درباره این ماجرا پرسیدند و من هم با شیوه عجیبغریب خودم موضوع را به چالش و رشته بلندی از پرسش و پاسخها میکشیدم. یک لحظه به خودم آمدم و دیدم بیش از ۷۰۰۰ کلمه در پاسخ به چند دوست در این باره متن نوشتهام. برای همین — و جلوگیری از فرسایش بیشتر مفاصل انگشتان دستم! — تصمیم گرفتم نظرم را اینجا بنویسم و در معرض دید و خواندن و داوری شما بگذارم.
۱. پیش از آغاز: قصه از چه قرار است؟
خانم معلم جوانی به اسم صدف صفرزاده در شهر قائمشهر که در پستهای اینستاگرامی اخیرش ویدیوهایی از کلاس درسش با حضور دانشآموزان منتشر کرده، یک پست میگذارد که با دانشآموزان در حال همخوانی ترانهای مازنی است با نام «گنگستر شهر آمل». این ترانه مفهومی خیلی سخیف دارد و کلاً ترانه باارزش یا حتی معمولی هم محسوب نمیشود و ارزش موسیقایی چندانی ندارد، ولی به دلایل متنوعی مورد اقبال مردم خطه آمل و مازندران قرار گرفته بود و بسیاری متن آن را از بر شدهاند.
این پست ویدیویی خانم معلم جوان ناگهان مورد توجه برخی رسانهها قرار گرفت و انتقاد شدید آنها را از آنچه بیاخلاقی و سوءاستفاده از کودکان معصوم مینامیدند در برداشت. مدیرکل آموزشوپرورش مازندران بیانیه داد و گفته شد این معلم جوان اخراج شده و مدرسه هم احتمالاً پلمپ میشود. بلافاصله باشگاه فوتبال نساجی قائمشهر اعلام کرد این معلم جوان را استخدام میکند تا در فعالیتهای فرهنگی باشگاه از کمک او استفاده کنند.
تصویری که ماجرا را آغاز کرد
یک روز بعد نامهای از امام جمعه قائمشهر منتشر شد که از استاندار خواسته این معلم اعلام پشیمانی و عذرخواهی کرده، بنابراین او را به کار برگردانند. بعد ویدیویی از معلم منتشر شد که عذرخواهی کرده و همه موارد تکذیب شد. بعد آموزشوپرورش استان از تشکیل کمیسیون رسیدگی به این تخلف خبر داد.
بخشی از جدول مقایسه PG در کشورهای مختلف
حالا با توجه به این پیشینه — آیا شما با این برخوردها موافقید؟ مخالفید؟ چه برخوردی با معلم درست است؟ آیا باید بیخیالش شد، یا بگوییم چه ناگوار، با پخش این موزیک در کلاس بچهها به سوی منکرات سوق داده شدهاند؟
پاسخ دادن به این پرسش اصلاً موضوع ساده و شخصی نیست. واقعیت اینه که مسئله چند لایه مختلف دارد. هرکسی به من گفت باید با این معلم برخورد بشه، پرسیدم چرا؟ بدیهیترین پاسخی که میشنیدم این بود: «چون استفاده از تصویر دانشآموزان کودک اشتباه بوده و موزیک محتوای بسیار نامناسبی برای دانشآموزان کودک داشته است.» خب سوال بعدی من اینه که: کی گفته که این دو مورد اشتباهه؟
۲. مبنا، نظر شخصی من است؟
آیا در مسایلی اینچنینی، نظر شخصی، وجدان افراد، اخلاق و منطق آدمها به تنهایی میتواند مبنای نظر دادن محسوب شود؟ به نظرم نه. من تقریباً مطمئنم که خانم معلم جوان، قصد و نیت سوئی برای به فساد اخلاقی کشاندن دانشآموزانش نداشته. آنچه «من میفهمم» اینه که این موزیک در منطقه مورد اقبال همگان است — ترانه «باحالی» است و یک «شادی» جمعی ساخته. همین.
به عبارتی «تفسیر» معلم درباره این ترانه با «تفسیر» دیگران متفاوت است. برای همین است که در جوامع مدرن و معقول برای تصمیم گرفتن در چنین مواردی فقط به اخلاق و نظر شخصی افراد اکتفا نمیشود و قواعدی وضع میشود تا از نظرات شخصی دوری کنند. به همان اندازه که این معلم «به نظرش» پخش این ترانه چیز مهمی نبوده، برخی آن را «فاجعه» میدانند — و بدیهی است اگر تصور کنیم برخی هم این کار را «مقبول و عالی» بدانند که باعث ایجاد شادی دانشآموزان در این روزهای سراسر غم شده است!
اما در بسیاری از کشورها برای جلوگیری از این تنوع افکار شخصی چه کار میکنند؟ برای محتواها در محیطها و ساختارهای مختلف — موسیقی، فیلم و ویدیو، کتاب و مجله — کدهای راهنمای والدین (Parental Guide) با علامت اختصاری PG تعیین میکنند. در این ردهبندی با نشانههایی که از پیش تعیین شده، به خانوادهها اعلام میکنند که این فیلم یا برنامه تلویزیونی یا موزیک آیا برای بچهها مناسب است؟
برای تعیین رتبهبندی PG یک قاعده و شیوه خاص و جهانشمول وجود ندارد. بر حسب نوع جامعه، مبانی فرهنگی و اقتصادی و تاریخ، رتبهبندیهای محتواها متفاوت است. چیزی که در جایی برای زیر ۱۵ سالهها نامناسب تشخیص داده شده، در جای دیگری از دنیا برای بین ۱۳ تا ۱۵ سالهها مناسب فرض شده.
درباره موسیقی به دلیل حساسیت کمتر و تأثیرگذاری پایینتری که نسبت به محتواهای بصری دارد، این سیستم ردهبندی چندان جدی نیست. اخیراً RIAA — انجمن آمریکایی صنعت ضبط — برنامهای با عنوان «برنامه برچسب توصیه به والدین» راه انداخته تا بتواند خانوادهها را برای انتخاب بهترین موزیک برای فرزندانشان یاری کند. پلتفرمهای توزیع محتوا هم با علامت E قرمز یا R هشدار میدهند که محتوای مذکور حاوی کلمات یا تصویرسازیهایی است که برای همه مناسب نیست.
بخشی از جدول مقایسه PG در کشورهای مختلف
با این اوصاف — وقتی رتبه PG یک محتوا تعیین و اعلام شود میتوان برای تخطی از آن جرمانگاری کرد. اما آیا ما در ایران چنین هشدارهایی را به شکلی مشخص داریم و اعلام کردهایم؟ به نظر میآید چندان به مسئله PG در محتواهای صوتی و تصویریمان نپرداختهایم.
۳. قانون چه میگوید؟
ما در ایران قانون حمایت از حقوق کودک داریم — قانونی که نسخه جدید و اصلاح تازهاش در سال ۱۳۹۹ تصویب و اجرایی شده است. در ماده ۱۰ این قانون، بندهایی هستند که میتوان به مسئله مورد اشاره در ماجرای معلم قائمشهری منتسب کرد:
در دسترس قرار دادن یا ارائه محتوا یا اثر مستهجن یا مبتذل به طفل یا نوجوان / استفاده از طفل و نوجوان برای تهیه، تولید، توزیع، تکثیر، نمایش آثار سمعی و بصری مستهجن یا مبتذل.
شاید شما هم اینها را مبنا قرار دهید و بگویید مسئله حل شد. اما دو نکته مهم این وسط وجود دارد: آیا محتوایی که این معلم تولید کرده یا در دسترس بچهها قرار داده، مستهجن یا مبتذل بوده است؟ قانون تعاریف روشنی دارد:
مبتذل: هرگونه محتوا یا تصویری که دارای صحنه با صور قبیحه باشد / مستهجن: هرگونه محتوا اعم از صوتی یا تصویری که به صورت واقعی یا غیرواقعی بیانگر برهنگی کامل زن یا مرد، آمیزش، عمل جنسی یا اندام جنسی انسان است.
در کدام یک از این تعاریف میتوان رفتار معلم مورد نظر را جا داد؟ هیچ صور قبیحه یا برهنگی یا عمل جنسی در این ویدیو نمایش داده نشده است. پس آنچه برای دوستان زیادی و مدیران مربوطه «بدیهی» میآمد، چندان هم بدیهی نیست.
و نکته مهمتر اینکه — درسته که آنچه رخ داده مستهجن نیست، اما آیا روی این ترانه لیبل PG وجود دارد که قانون یا صاحبنظران موسیقی به ما گفته باشند این ترانه برای این محدوده سنی مناسب است یا نه؟ جواب مشخصاً نه است. یعنی هیچ قانون یا مبنای صنفی و آموزشی، به ما و معلم مذکور چنین دادهای را منتقل نکرده. پس مبنامون چی میتونه باشه؟ پاسخ باز هم اینه: «نظر شخصی».
پس بازهم به همان جای نخست میرسیم. رسانهای مخالفخوان به شکلی شخصی احساس مسئولیت کرده و نظری داده — که حق دارد، ولی تنها در حوزه نظر شخصی یا رسانهای. مدیری که بر اساس آموزهها و خواست خود یا فشار محیطش نظری شخصی را در قالب حکم لازمالاجرا انشا کرده — که این یکی را اتفاقاً حق نداشته و رفتاری خارج از قانون است.
۴. حالا آیا معلم هیچ خطایی نداشته؟
اینجا باید ببینیم پرسش از چه شخصی پرسیده شده.
اگر والدین یکی از بچهها باشم و دغدغهمند باشم، میتوانم و خوب است با معلم یا مدیر مدرسه جلسه بگذارم و درباره اهمیت سلامت روان بچهها، آنچه میآموزند، گزینههای بهتر برای شاد بودن و ترانهخوانی صحبت کنم.
اگر از من به عنوان معلمی که سالها در این حوزه کار کردهام میپرسید — این معلم خیلی خیلی خام است و نیاز به آموزشهای جدی دارد. چه در رفتار با شاگردانش، چه در نوع آموزش دادنش، چه در تولید محتوا. دروغ چرا، من ترکیب معلمی و اینفلوئنسری را ترکیب بایسته و شایستهای نمیدانم — چرایش بماند برای متنی دیگر.
اگر از من به عنوان سیاستگذار میپرسید — ضعفهای قانونی را میدیدم و دربارهاش کاری میکردم. برای لیبل کردن PG محتواهای صوتی و تصویری در رادیو و تلویزیون و تولیدات دیگر نیاز به قواعد درستوحسابی زیادی داریم که ایدئولوژیک هم نباشد.
و اگر از من به عنوان یک ناظر فضای مجازی میپرسید — میگویم جوزده نشویم. هیجان، با تمام مزایایی که میتواند داشته باشد، برای تصمیمگیری همیشه بدترین امکانها را به ما میدهد. و نکته آخر: تیترخوانی نکنید. در دنیای امروز تیترخوانی و بر اساس تیترها نظر دادن، تا خرخره خطا میسازد — به خصوص اگر مهارت در سنجش صحت خبرها نداشته باشید.