اول خودمان

وقتی زلزله می‌آید، در کسری از دقیقه از موقعیت حامی به نیازمند کمک تبدیل می‌شوید. پس پیش از کمک به دیگران، ببینید آیا به خودتان کمک کرده‌اید؟

این مطلب در زمان زلزله استان کرمانشاه در سال ۱۴۰۰ نوشته و منتشر شده و به همان شکل اصلی بازنشر می‌شود.

ایران زلزله‌خیز است. می‌دانیم. شهرهای بزرگ ایران روی گسل‌ها بنا شده‌اند. می‌دانیم. اوضاع ژاپن از ایران در این مورد بدتر است. می‌دانیم. باید برای زلزله همواره آماده باشیم. می‌دانیم. و ده‌ها و صدها «می‌دانیم» دیگر... اما وقتی در گوشه‌ای از ایران زمین می‌لرزد و خرابی به بار می‌آورد، همه غافلگیر می‌شویم. از مایی که زلزله‌زده‌ایم تا مسئولان دولتی و نهادهای مسئول. و آنچه برای من ناظر قطعی است این که واقعاً ما همگی غافل هستیم.

این روزها که زلزله استان کرمانشاه و مناطق همجوار آن را لرزانده و خرابی به بار آورده و کشته و زخمی‌های بسیار برجای گذاشته، حس همدردی ما ایرانیان همچون همیشه بیدار شده. شعر سعدی را زیرلب یا به فریاد تکرار می‌کنیم که «چو عضوی به درد آورد روزگار...» و بعد هرکسی از سویی برای کمک‌رسانی برمی‌خیزد.

بلبشوی عجیبی است این کمک‌رسانی‌ها. من در زلزله‌ی بم، درست ۷ ساعت بعد از زلزله در منطقه بودم و روزهایی را آنجا به سر کردم. می‌دیدم که این حضورهای نابهنگام چه دردسری ایجاد می‌کند. این روزگار قضیه سخت‌تر هم شده است. شهروندخبرنگاران بی‌آموزش و احساسی روان ملت آسیب‌دیده را داغان می‌کنند. امدادگران خودانگیخته جریان امدادرسانی را مختل می‌کنند — آن هم در زمانی که ثانیه‌ها معنی و مفهوم حیاتی پیدا می‌کنند.

اما این‌ها را ننوشته‌ام که فقط غر بزنم. آنچه الان برای من مهم است که گوشزدش بکنم این است که همه‌ی ما غافل هستیم. همه‌ی مایی که الان حس نوع‌دوستی و کمک داریم، فردا محتاجان به کمک خواهیم بود. وقتی در هواپیما می‌نشینید، مهماندار در جایی می‌گوید در حین اضطرار ابتدا به خودتان برسید، بعد به فرد کنار دستتان. حالا هم همین قضیه است.

نقشه خطر زلزله در ایران

نقشه زلزله‌خیزی ایران — از سایت پژوهشگاه بین‌المللی زلزله‌شناسی

دوستان گرامی، یادتان باشد ایران — تقریباً همه جای آن — در معرض خطر زلزله است. پس پیش از آنکه بخواهید برای آسیب‌دیدگان زلزله‌ی امروز اجناسی بخرید، فکر کنید: آیا خودتان در خانه یک چادر برای روز مبادا دارید؟ آیا یک کوله‌پشتی مناسب که در آن چند دست پتوی نجات، چند قوطی کنسرو، چند بسته بیسکوییت و داروهای الزامی و لوازم بهداشتی لازم برای خود و خانواده‌تان قرار داده باشید دارید؟ اگر دارید، آیا در دسترس و در جای مناسبی قرار داده‌اید؟

آیا هیچ‌وقت در عمرتان به این فکر کرده‌اید که محل‌های مناسب منزل و محل کارتان برای پناه گرفتن در هنگام زلزله کجاست؟ آیا برای خودتان و در خانه به همراه خانواده‌تان یک مانور ساده‌ی فرار از منزل در هنگام حادثه تدارک دیده‌اید یا این را به عنوان یک شوخی مضحک انگاشته‌اید؟

این‌هایی که اینجا نوشتم خیلی امور ساده‌ای هستند. اما وقتی زلزله می‌آید شما در کسری از دقیقه از موقعیت حامی آسیب‌دیدگان به نیازمند کمک تبدیل می‌شوید.

این نوشته قرار نیست شما را از کمک‌رسانی منع کند یا اهمیت فعالیت‌های شما را نادیده بگیرد. بلکه قرار است یادآوری کند ابتدا خودتان را نجات دهید. وقتی زلزله می‌آید، وقتی آسیب فرا می‌رسد، نمی‌شود و نباید به اجبار منتظر کمک‌های ملی و بشردوستانه بود. کافی است اندکی — فقط اندکی — هوشمندانه رفتار کرد و مهیایش بود. آنوقت است که زحمت دیگران نمی‌شویم. آنوقت است که به جای جلب ترحم، زندگی‌تان را مدیریت می‌کنید، آسیب‌ها را به حداقل می‌رسانید و منتظر شرایط بهتر می‌مانید.

کمک‌رسانی خوب است. اما اگر هنوز به خودتان کمک نکرده‌اید، به فکر کمک‌رسانی به آسیب‌دیده‌های هیچ‌کجای ایران نباشید. شما همین الان در معرض بزرگ‌ترین آسیب‌ها هستید.

جامعه آموزش زلزله آمادگی بحران
پ

پژمان نوروزی

مروج و ژورنالیست علم، طراح موزه و تجربه. سال‌هاست در تقاطع علم، روایت، و دیزاین کار می‌کند.