حالا شما وسط میدان هستید. پس درست بازی کنید!

وقتی پاندمیک همه را به میدان ترویج علم کشاند — چرا حتی متخصصان می‌توانند بدون آگاهی، کج‌فهمی بسازند.

این مطلب در دوران اوج پاندمیک کووید-۱۹ نوشته و منتشر شده و به همان شکل اصلی بازنشر می‌شود.

قریب به دو سال است که درگیر کرونا هستیم. دوستان پزشکم و آن‌هایی که درگیرودار کار درمانی هستند بسیار خسته و جان‌کاه کار می‌کنند. اما برخی از همین دوستان که به سختی دارند کار می‌کنند می‌گویند خیلی خوشحالند که در دوره زندگی پزشکی و طبابتشان یک پاندمیک را دارند تجربه می‌کنند. چیزی که فقط در کتاب‌ها خوانده‌اند.

از سوی دیگر همچنین فرصتی هم برای ژورنالیست‌های علم وجود دارد. آن‌هایی که همواره از دنیای علم و تأثیراتش در روزمرگی ما می‌نوشتند و برنامه می‌ساختند حالا فرصتی به دست آورده‌اند که نقش بی‌بدیل خود را بازی کنند. اما گروهی دیگر هم این روزگار نقش مهمی بازی می‌کنند: بسیاری از افرادی که تخصصی در ژورنالیزم نداشتند به دلیل تخصص‌های دیگرشان و اهمیتی که عموم مردم در کنترل این عالم‌گیری خطرناک داشتند، به مدد رسانه‌های عصر تازه وارد گود ژورنالیزم علم شدند.

همه‌ی این‌ها از یک سو نقش رسانه‌های نوظهور و دنیای شبکه‌های اجتماعی مجازی را بیش از پیش نمایان کرد. از سوی دیگر اهمیت سواد رسانه‌ای را — برای مخاطبان که عامه‌ی مردم هستند و تولیدکنندگان محتوا که عمدتاً متخصصین رشته‌های علمی مرتبطند — بیش از پیش پررنگ کرد.

امکانات موجود برای تولید و انتشار محتوا و یافتن مخاطب به راحتی و با کمترین هزینه، وسوسه‌ی نوشتن و تولید و نشر محتوا را در هرکسی بیدار می‌کند. گروهی به دلیل تخصصی که دارند و احساس تکلیف برای مطلع کردن مردم به این سو کشیده می‌شوند. این متن با آن گروه سروکار دارد — با متخصصانی که دغدغه‌مندانه وارد میدان شده‌اند، اما چون الزامات ژورنالیزم علم را نمی‌دانند گاه زحمتشان باعث شده به کج‌فهمی‌ها دامن زده شود.

پیش از ادامه، منظورم از «مخاطب عام» را روشن کنم. وقتی می‌گوییم مخاطب عام، منظورمان بی‌سواد نیست. شاید شما دارای مدرک تحصیلی بالایی — حتی دکتری — در یک رشته باشید ولی باز هم درباره کرونا و ویروس‌شناسی یا اپیدمیولوژی نامطلع باشید. در این حالت در این مباحث مخاطبی عام محسوب می‌شوید.

در این نوشته چند مورد معروف از این بی‌دقتی‌ها را مرور می‌کنم. نه به قصد تخریب و یا حتی نقد — بلکه برای آنکه بگویم تا چه اندازه موضوع ساده و مهم است و می‌تواند کج‌فهمی بسازد:

۱. واکسن‌های بی‌اثر، آب مقطرهای بی‌معنی و بدیهیاتی که شرح داده نمی‌شوند

در یک گفتگوی لایو اینستاگرامی، دکتر مهمان با دقت فرایند واکسن و آزمایشات بالینی و ترایال را ذکر می‌کرد. جایی از صحبت‌هایش گفت: «از هر سه واکسنی که تزریق می‌شود یکی‌اش بی‌اثر و اصلاً آب مقطر است.» میزبان با تعجب پرسید: «واقعاً؟» دکتر مذکور گفت: «بله. این را من نمی‌گم. تمام مستنداتش در گزارش‌های پزشکی هست.»

فردا صبح همین تکه گفته‌های آقای دکتر منتشر شده بود با این توصیف که «دکتر فلانی و مراکز بهداشتی معروف گفته یک سوم واکسن‌ها آب مقطر خالی‌اند و بی‌اثرند» — و بعد هم تحلیل‌هایی اضافه شده بود که: «چون تولید واکسن کم است این کار را می‌کنند و مرگ‌ومیرها هم معلوم است و...»

اشتباه کجا بود؟ به نظر آقای دکتر، اثر پلاسیبو و تست‌های کنترلی امری بسیار بدیهی و پایه‌ای در تولید هر نوع دارو است، بنابراین نیاز به توضیح اضافه‌تری نداشت. درحالی که همین موضوع بدیهی به شدت برای مردم عادی کج‌فهمی دارد.

چه باید کرد: یادمان باشد وقتی موضوعی علمی را برای افراد غیرمتخصص مطرح می‌کنیم هیچ چیز بدیهی نداریم. بنابراین حتماً آن بدیهیات را با دقت و طمأنینه توضیح دهیم. در این مورد خاص، ابتدا باید گفته می‌شد که این تزریق واکسن‌نما امری طبیعی است و از قدیم انجام می‌شده و اصلاً جای تعجب ندارد.

۲. جمله‌هایی که بعد از شش ماه را نشان نمی‌دهند

متن تصویر زیر را بخوانید و به بخش هایلایت‌شده دقت کنید. این یک پست از یک کانال تلگرامی معتبر است با داده‌هایی بسیار ارزشمند — اما این پست کج‌فهمی بزرگی می‌سازد:

پست تلگرامی درباره اثربخشی واکسن فایزر

پست کانال تلگرامی — عبارت هایلایت‌شده کج‌فهمی می‌سازد

بسیار دیدم که به این پست اشاره می‌کردند و بر این اساس اعتقادی ایجاد شد که واکسن‌های کووید-۱۹ فقط تا ۶ ماه اثربخشند و بعدش روز از نو روزی از نو.

اشتباه کجاست؟ نویسنده‌ی این پست ننوشته که این آزمایش فقط دوره‌ی زمانی تا شش ماه را چک کرده. او ننوشته که محدودیت این آزمایش یکی‌اش زمان بوده. و از آن مهم‌تر اینکه این پژوهش در بازه زمانی شش ماه بعد از واکسیناسیون انجام شده و در این بازه واکسن عالی عمل کرده. بعد از شش ماه چی؟ نمی‌دانیم — چون دوره‌ی آزمایش تا اینجا بوده و فرایند علمی هم به ما اجازه نمی‌دهد بدون شواهد درباره ماه‌های بعدی نظری یقینی بدهیم.

چه باید کرد: کافی بود محدودیت زمان آزمایش، موفق بودن واکسن در دوره‌ی پژوهش و آینده‌ی پژوهش برای بعد از ماه ششم توضیح داده می‌شد. چرا نویسنده این‌ها را نگفته؟ چون احتمالاً منبعش یک مجله پژوهشی است که مخاطبانش متخصصانند و نیازی نبوده برایشان بدیهیات توضیح داده شود — اما در تلگرام، مخاطب عام هم هست.

۳. اختلاف‌ها ما را حساس می‌کنند

این متن را در توییتر دیدم و کپی‌اش را در کانال تلگرامی اطلاع‌رسانی کرونا. به جایی که با رنگ بنفش نشاندار شده دقت کنید:

پست توییتری درباره واکسیناسیون دانمارک

ذکر نام واکسن‌ها در این متن، پیام اصلی را در سایه می‌برد

در متن اصلی این خبر اسمی از نام واکسن‌ها نیامده، اما نویسنده برای اطلاع‌رسانی دقیق‌تر اسم واکسن‌ها را آورده. این خطایی آشکار است. چرا؟ چون در کشوری زندگی می‌کنیم که شک بسیاری درباره‌ی کارایی واکسن‌های در دسترس وجود دارد. با چنین ذهنیتی وقتی این مطلب خوانده می‌شود، منظور نویسنده — که واکسیناسیون گسترده و ایمنی جمعی حاصل از آن است — اصلاً دیده نمی‌شود و در سایه‌ی نوع واکسن‌ها نادیده گرفته می‌شود.

چه باید کرد؟ در نگارش چنین متونی که خبر اصلی بسیار شکننده است و به راحتی می‌تواند با یک تلنگر حاشیه‌ای بشود، باید خیلی مراقب اشاره کردن به موضوع رقیب باشیم. در این مثال نام واکسن اصلاً اهمیتی ندارد — واکسیناسیون گسترده است که اهمیت دارد.

۴. آمارها تیغ دولبه‌اند... کار کردن با آن‌ها را بلد باشیم

این روزها خیلی‌ها در ایران بین واکسن‌های مختلف مقایسه می‌کنند و حسرت نبودن «بهترین واکسن» را می‌خورند. تصویر زیر در بسیاری از کانال‌های تلگرامی، توییتر و پست‌های اینستاگرامی دست به دست می‌شود:

جدول مقایسه کارایی واکسن‌های مختلف

آمارهای درست، برداشت‌های غلط می‌سازند

نتیجه‌ای که بین مردم گرفته می‌شود این است که مشکل ما اینست که واکسن فایزر نداریم یا سینوفارم داریم که کم‌ارزش است. اما این آمارها — که اتفاقاً درست هم هستند — آیا واقعاً ارزشی برای واکسیناسیون همگانی دارند؟ پاسخ نه است. واکسن سینوفارم و فایزر هر دو مؤثرند. هر دو محدودیت‌هایی دارند، هر دو ریسک‌هایی دارند، ولی در ایمن‌سازی اجتماعی هیچ‌یک برتری مطلقی محسوب نمی‌شوند.

بنابراین نویسنده‌ی علمی که برای عموم می‌نویسد باید به تأثیرگذاری اجتماعی نوشته‌هایش توجه کافی داشته باشد. آیا چنین متنی اصلاً برای ارائه به جامعه‌ای عام و غیرمتخصص بامعنی است؟

جمع‌بندی: بایدها و نبایدها

مثال‌های این‌چنینی را می‌توان حالا حالاها ادامه داد. اما این‌ها به عنوان مشتی نمونه خروار بپذیرید. اینجا کلیاتی از باید و نبایدهای نوشتن موضوعات علمی — به خصوص در مورد کووید-۱۹ — را با هم مرور می‌کنیم:

  1. مخاطب را بشناسیم: مخاطبان نوشته‌های ما در شبکه‌های اجتماعی، متخصصان نیستند. موضوعاتی که برای نویسنده‌ی متخصص بدیهی است، برای آن‌ها نیست. پس بدیهیات را هرچند کوتاه ولی کافی توضیح دهید.
  2. هر داده‌ی خامی برای مخاطب عام تولید نشده: بسیاری از داده‌های علمی به ذاته اهمیتی برای عموم مردم ندارد یا درکش نیاز به تحلیل‌های جدی دارد. در انتخاب موضوعاتی که منتشر می‌کنید دقت زیادی کنید.
  3. شرایط جامعه را بشناسید و لحاظ کنید: گاهی داده‌های علمی را به خوبی توصیف می‌کنید اما باز کج‌فهمی می‌شود. شاید مشکل از نشناختن ساختارها و شرایط موجود جامعه باشد. شناخت شرایط موجود جامعه راهنمای بسیار خوبی برای تولیدکننده‌های محتواست.
  4. دقت علمی را هرگز از دست ندهید: دقت‌های آنچه می‌نویسید را با اعداد معنی‌دار و تأییدشده همراه کنید. عددسازی نکنید و از مفاهیم کیفی مبهم بپرهیزید. صحت مفاهیمی که می‌نویسید را بارها در منابع معتبر سنجش کنید.
  5. نگاه علمی را از منظرتان خارج نکنید: اوج کاری که یک ژورنالیست علم می‌تواند انجام دهد این است که انتقال داده‌ها و مفاهیم را با نگرش علمی همراه کند. مهم است که مخاطب بداند واکسن چطور کار می‌کند، اما مهم‌تر اینکه بداند واکسن چه کاری می‌کند و نمی‌کند — و از این‌ها مهم‌تر اینکه بتواند آنچه می‌خواند را سبک‌سنگین کند.

در این مسیر گام بردارید. آهسته و پیوسته. شما در روزگار پاندمیک کرونا وظیفه‌ی مهمی بر عهده دارید.

ترویج علم جامعه رسانه سواد رسانه‌ای کووید-۱۹
پ

پژمان نوروزی

مروج و ژورنالیست علم، طراح موزه و تجربه. سال‌هاست در تقاطع علم، روایت، و دیزاین کار می‌کند.