• زمان : ۱۳۹۶/۹/۴،‏ ۲۰:۰۰
  • نمایش : ۱۴٬۰۰۶ دفعه
  • موضوع : متفرقه
به چه کسی می‌توان گفت دکتر؟ چه کسی استاد است؟ استاد با پروفسور چه فرقی دارد؟ اینها و کمی بیشتر از اینها را در این متن با هم مرور می‌کنیم.

در محله‌ی ما یک بقالی (سوپرمارکت؟!) هست که فروشندهاش همواره مرابا نام دکترجان! خطاب می‌کند. اوایل فکر می‌کردم مرا از برنامههای تلویزیونیام شناخته و به همین دلیل مرا با این لقب صدا می‌کند. اما بعدا بارها دیدم که افراد دیگری را هم به همین نام صدا می‌کند. از آنجا که محل زندگیام محلهای دانشگاهی است و تعداد زیادی از افراد بازنشسته یا دانشجوهای دکتری(پزشکی) در آن ساکنند باز حدسم این بود که آنها هم واقعا دکترند .اما ...بعدا با مخاطب قرار دادن یکی از دوستانی که لیسانسه است فهمیدم او همه را اینگونه خطاب می‌کند.  قدیم‌ترها دیده بودم که به همه مهندس می‌گویند. اما خب بالاخره با بالا رفتن تورم  لابد مدارک هم با ارزشتر شدهاند و مهندس به دکتر تبدیل شده است. لابد!.

اما جدا از این مقدمه که شرح حالی بود ، پرسش این است که به چه کسی باید بگوییم دکتر؟ اصلا آیا باید بگوییم دکتر؟ یا مثلا استاد؟ یا از آن جذابتر ، پروفسور؟ بهانه ی این پرسشم هم نوشتهایست که در اینستاگرامِ یکی از عزیزترین دوستانم دیدم. او شخصِ دانشگری را "پروفسور" خطاب کرده بود و پوریا ناظمی آن را  خطا دانسته بود  و بالطبع من هم  به آن ایرادی گرفته بودم و خلاصه که مخالف و موافق زیاد داشت این بحث. برای همین گفتم اینجا بنویسم نظرات و ایده ها و شرایط را که نه اینستاگرام محلی مناسب برای آن بحث بود و نه آن پست  مستقیم به این موضوع مرتبط بود. مشخصا پرسش اصلی اینجا این است که :"به چه شخصی در محیطهای آکادمیک و دانشگاهی  چه نام و لقب و جایگاهی باید نسبت  داد؟ ".موضوع مهمی است . در تمام دنیا هم همینگونه است . اما متاسفانه در ایران همچون بسیاری از موضوعات دیگر ، شلختگی کلامی عجیبی حکمفرماست و حتی خود دانشگاهیان هم از شرایطشان آگاه نیستند. بگذارید از ساده ترینش آغاز کنم...دکتر.

۱- دکتر کیست؟

وقتی از دکتر صحبت میکنیم ، واقعا از کی یا چی حرف می‌زنیم؟ ریشهی این کلمه در زبان لاتین ، اسم فاعلی است برای واژهی Docere به معنی «آموزش دادن». به عبارتی دکتر در لاتین همان معلم است.یا مثلا آموزگار . اما در دنیای مدرن این واژه معنای اولیهی خود را تغییر داده و  به یک درجهی دانشگاهی تبدیل شده است. این درجهی دانشگاهی معمولا یک درجهی پژوهشی است . در آمریکا و بسیاری از کشورهای دیگر(همچون ایران) ، لفظ دکتری برای درجاتی غیر پژوهشی هم استفاده می‌شود که البته با دکتری رسمی مورد ارزشیابی  قرار نمی‌گیرند. برخی از این نمونه دکتری‌ها عبارتند از «دکتر در پزشکیMD» «دکتر در دندان پزشکیDMD»  «دکتر در جراحی دندانDDS» «دکتر در روانشناسیPsy.D» «دکتر در داروسازیPharm.D». و … همینطور «دکترای افتخاری» که آن‌هم دکتر محسوب نمی‌شود و تنها یک هدیه به فردی است که دارای ارزش است و به عنوان یک افتخار برای فرد و برای موسسه علمی(دانشگاه ، پژوهشگاه)  محسوب می‌شود.

البته همین دکتری که به راحتی استفاده اش می‌کنیم می‌تواند نمونههای بسیار متنوعی داشته باشد که رایجترینش PhD است و تقریبا در همهی دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد. ترجمهاش می‌شود : «دکتر در فلسفه». اما منظورش این نیست که باید فلسفه خوانده باشید. شاید بتوان دلیل این نوع نامگذاری را  این دانست که همهی آن علومی را که امروزه علوم محض می‌شناسیم روزگاری بخشی از فلسفهی طبیعی محسوب می‌شدهاند. دکترای آموزش Ed.D و سایر دکتریها هم همین سطح علمی را دارا هستند ولی نشان‌دهندهی سابقه و حوزهی پژوهش خود هستند.خوب است بدانید که این سمت آکادمیک (دکتری) تقریبا از قرن ۱۳ م. به این‌سو رواج یافته است و مبدا آن را هم دانشگاه  پاریس و  دانشگاه بولونیا می‌دانند.

اما حالا بیایید ببینیم کجا می‌توانیم از واژه ی دکتر برای افراد استفاده کنیم. واقعیت این است که هیج  قانون نوشته شدهی استاندارد و واحدی برای این مورد وجود ندارد و بر حسب شرایط و موقعیت جغرافیایی متفاوت است. مثلا در بیشتر کشورهای اروپایی واژهی دکتر به عنوان اسم ، تنها برای پزشکان رایج است . یعنی وقتی می‌گوییم «دکتر ایکس»، یعنی آقا یا خانمی که پزشک است(در همهی اشکال پزشکیاش) جالب آنکه مثلا در انگلستان برای یک جراح  از لفظ دکتر استفاده نمی‌شود و این روش رایجی برای نامیدن یک جراح نیست! و آنها تنها از الفاظ خانم، آقا و … استفاده می‌کنند و اگر به مرحلهی بسیار بالای اجتماعی(به خاطر خدماتشان) برسند از الفاظ «جناب، لرد ، بارونت ،بانو و … » برای خطاب قراردادنشان استفاده می‌شود و در صورتی که جراحی  مقام تدریس آکادمیک هم داشته‌باشد ، از پروفسسور(استاد) برایش استفاده می‌شود.

اکنون و در پایانِ این بخش  کافی است بدانیم که هرگاه کسی بر اساس رتبهبندیهای بینالمللی سطح ۸ آموزشی را بر اساسISCED 2011 دریافت کرده باشد ، یا پزشکی که رتبهی  ۷ را در همین فهرست کسب کرده باشد را می‌توان با عنوان دکتر(پزشکان) و  PhD(غیر پزشکان) معرفی کرد و الزامی است که در مکاتبات اداری و ساختارهای رسمی این نام استفاده شود.البته نه فقط یک واژه ی دکتر بلکه با همهی شناسههایی که برای درجهی آکادمیکش وجود دارد) و از آن جالبتر اینکه اگر  شخصی مثلا دو مدرک دکتری داشته باشد یا دارای مدرک دکتری افتخاری هم باشد (دابل دکتر) باید  اورا به شکل «آقا /خانم دکتر دکتر ایکس» معرفی کرد.!

لازم به ذکر است که به عنوان یک اصل کلی بدانیم که دکتر یک لقب نیست. یک سطح علمی است. بنابراین به جز کارکنان پزشکی که به عنوان اسم از این واژه برایشان استفاده میشود لازم نیست کسی که دارای مدرکPhD  هستند را با آن خطاب قرارداد . آنها آقا یا خانم ایکس هستند با مدرک PhD.

۲- بالاتر، مهمتر

اما جدا از لفظ دکتری که  خیلی رایج است و در بسیاری از کشورهای دنیا  برای پزشکان از آن استفاده می‌شود و در برخی موارد دارندگان PhD  در سایر رشته های علمی و غیر علمی را با آن معرفی می‌کنند، واژهی دیگری هم وجود دارد  به نام «فوق دکتر» یا «پسادکتر»  که چند سالی است در ایران رایج شده است. 

بگذارید خیالتان را راحت کنم. چنین مدرکی در هیچ کجای دنیای وجود ندارد. یعنی  این یک مدرک یا حتی یک ردهی تحصیلی نیست. بلکه نشانگر یک جایگاه شغلی/پژوهشی است. برای همین هم هست که در واژههای انگلیسی واژهی پسادکتر Post Doctor وجود ندارد و همواره از دورههای پسادکتری Post Doctoral استفاده و یا از پژوهشگر پسادکتری نام برده می‌شود.

دورههای پسادکتری یک دورهی آموزشی مدون نیست. یعنی کلاس و دفتر دستک ندارد و سرفصل آموزشی هم به همچنین . بنابراین اصلا یک دورهی آموزشی مستقیم محسوب نمی‌شود.  هدف از ورود به این دوره (که پیش نیازش داشتن مدرک PhD است) افزایش مهارت‌های تدریس و پژوهش در حوزه های مشخص است و قرار است شما را  به یک متخصص تمام عیار تبدیل کند. بنابراین  هرگز جایگاه کسی را نمی‌توان دارای مدرک فوق دکتری یا پسادکتری نامید.(کاری که اخیرا به اشتباه در یکی از اعلامیه های انجمن ترویج علم ایران انجام شده بود).

۳-استاد یا پروفسور

گاهی همانطور که بقال محلهی ما به بیشتر آقایانِ مشتری، دکتر می‌گوید، لقب استاد را هم به هرکسی اطلاق می‌کنیم. آنقدر که امروزه در بسیاری از موارد ،  این لفظِ استاد به یک شوخی و حتی متلک یا ناسزا تبدیل شده است.

اما واقعیت امر چیز دیگری است. استاد که همتای فرنگیاش ، همان «پروفسور» است  در زبان لاتین به معنی کسی است که «اسرار را فاش می‌کند و اقرار به حقایق مکتوم می‌کند.»این مفهوم خیلی کارآمد است و فرق یک پروفسور را با یک معلم معمول را نشان می‌دهد. پروفسور بالاترین سطح آموزگاری را نشان می‌دهد . یعنی کسی است که به اسرار علمِ خود دست یافته و به آن آگاهی و اشراف دارد و اکنون آنها را به مشتاقانش می‌آموزاند. استاد هم در زبان ما همین جایگاه را دارد. یعنی کسی که «همهی رموز کار و پیشه و تخصص خود را می‌داند و به آنها مسلط است». بنابراین طبیعی است که استادی را با پروفسوری برابر بدانیم. متاسفانه به دفعات دیده شده که یک ایرانیِ کاربلد (در حوزه های علوم ) که سنی از او گذشته و سالهای طولانی‌تری را به آموزش مشغول بوده ، برای احترام بیشتر و یا معتبرتر نشان دادنش  با لقب پروفسوری مزین می‌کنند که خُب طبیعتا اینگونه نیست. در تعاریف موجود  یک استاد(پروفسور) کسی است که دارای مدرک دکترا PhD است و در دانشگاه به تدریس مشغول است و دارای سابقه‌ی حداقل ۴ ساله در تدریس دانشگاهی است و حداقل‌هایی از پژوهش و نشر مقالات پژوهشی و … را (بر اساس تعاریف ملی) داراست. تعاریفی همچون استاد بازنشسته Emeritus Professor استادیار Associated Professorو دانشیارAssistant Professor هم وجود دارد که هر یک کارکردها و تعاریف خود را دارا هستند .

 درمورد استاد(پروفسور) هم لازم است بدانیم با اینکه این ردهی دانشگاهی معمولا  بالاترین سطح دانشگاهی است اما در کشورهای مختلف بر حسب اینکه چه سطحی از اهمیت ، فعالیت علمی و پژوهشی و نیز فرایند آموزشی را طی کردهاند  یک ردهی بالاتر از استادی طراحی شده است و به آن نام‌هایی متفاوت (بر حسب منطقهای که دانشگاه قرار دارد ) داده می‌شود. مثلا در ایران(و آمریکا) به شکل رسمی به این رتبه ، استادممتاز Distinguished professor گفته می‌شود . در آمریکا و در برخی ایالتها این رتبه ی دانشگاهی را university professor هم می‌نامند. و البته که در بسیاری از کشوره(بیشتر کشورها) استادی بالاترین درجه است و بالاتر از آن وجود ندارد .

با دانستن این اطلاعات به نظرم می‌آید که می‌توانیم(و لازم است) در خرج کردنِ این نام‌ها  و صفت‌ها بیشتر دقت کنیم. کاری که مثلا در درجات نظامی بسیار به جا و دقیق و خط کشی شده مورد استفاده قرار می‌گیرند و استفاده ی نابجا از آنها مستوجب مجازات است . شاید لازم باشد یکبار دیگر قواعد استفاده و اعطای این نام‌ها و درجات را بازنویسی و بازتعریف کنیم و آنها را با القاب احترام آمیز برابر ندانیم. این‌ها لقب نیستند. درجاتی هستند که بایستی از آنها به جایشان استفاده کرد که بهترین روش نگهداری احترام  هم همین استفاده‌های به جا است.