• زمان : ۱۳۹۶/۱۰/۲۰،‏ ۶:۳۶
  • نمایش : ۷٬۴۰۴ دفعه
  • موضوع : طراحی موزه

این روزها تکه فیلم کوتاهی در اینترنت دست به دست و صفحه به صفحه میچرخد از کودکی ۱۰ ساله که در برنامه تلویزیونی صبحگاهی حالا خورشید نشسته و با مجری  آن ، آقای رشید پور گفتگو میکند و میگوید که یک کانسپت دیزاینر است. کانسپت دیزاینری در حوزه ی صنعت خودرو. از خطای فاحشی که در این دعوت و این برنامه وجود دارد ، بگذریم که حداقل الان و این نوشته  قصد پرداختن به آن را ندارد. اما این واژه ی کانسپت دیزاینر یا طراح مفهومی بودن که این روزها هم در حال باب شدن است  و بسیاری از افراد جدا از تحصیلات و تخصص و  نوع رده ی شغلی به آن می پردازند و از آن برای معرفی نوع فعالیت خود بهره میبرند ، واژه ای است بسیار نا مفهوم . حداقل برای بسیاری از افراد نا آشنا به این مقوله ( و نه الزاما کم سواد)  هنوز ماهیت این ترکیب دو کلمه ای معلوم نیست. به خصوص برای من که این سالها در این حوزه به شکل تخصصی کار میکنم و به نوعی شغل اصلی من محسوب میگردد مهم است که حوزه ی فعالیتم را برای دیگران به روشنی توضیح دهم. برای همین بود که به نظرم آمد این نوشته ی کوتاه را اینجا بنویسم و با شما در میان بگذارم.

واقعیت این است که بر خلاف تعریف لغوی ای که میتوان به سادگی برای طراحی مفهومی  ارائه داد، تعریف  این ترکیب ، کار چندان ساده ای نیست. شما با گوگل کردن  این کلمه میبینید که معماران ، طراحان خودرو ،  گرافیستها ، طراحان وب سایت و …. همه و همه از این ترکیب استفاده میکنند. یعنی دایره ی این لغت خیلی خیلی وسیع است.  آنقدر وسیع که  انگار نمیتوان تعریف واحدی برای ان درست  و استفاده کرد.  سال ۲۰۰۷  آژانس FORA  اعلام کرد که هنوز تعریف جامعی از «طراحی مفهومی » وجود ندارد و بر اساس این نیاز ، در نهایت کتاب ۲۲ صفحه ای  برای توضیح آن منتشر کرد. هنوان این کتاب نه چندان موجز  این بود:  طراحی مفهومی - چگونه چالش های پیچیده ی عصر حاضر را حل کنیم؟

بگذارید از کل این کتاب گذر کنیم و  چکیده ی اساسی  آن را برایتان بازگو کنم: طراحی مفهومی  راه حلی است برای مسایلی که  تا کنون حل نشده اند و یا  جوابهایی که برایشان وجود دارد جندان خشنود کننده نیستند.

این تعریفی است عمیق و خیلی متفکرانه . اما به  همان میزان هم  تعریف غیر دقیق و با پهنای تعریفی زیاد. یعنی تقریبا هر چیزی را در بر میگیرد. به عبارت ساده تر ، با این تعریف شما حق دارید بپرسید که بر اساس این تعریف، «طراحی» با «طراحی مفهومی» چه فرقی میکند.

 پاسخ همچنان سخت است ، اما شاید اینطوری قابل درک تر باشد که بدانیم ، طراح مفهومی مرحله ای از فرآیند بزرگِ طراحی است. اگر شما طراحی را فرآیندی صفر تا صدی بدانید که در طی آن یک ایده شکل میگیرد و تست میشود و راه حلهایی برای طراحی در نظر گرفته میشود و در نهایت محصولی تولید میشود ، آنگاه طراحی مفهومی جایی در این فرآیند طراحی دارد که بعد از  «تعیین نیازمندی های محصول» و قبل از «طراحی جزئیات» قرار دارد.اگر این فرآیند را خلاصه کنیم خط سیر زیر میتواند نمایش اینمسیر باشد : 

ایده==>تعیین نیازمندی ها==>طراحی مفهومی==>طراحی جزئیات==>پیش نمونه==>تولید

وقتی به طراحی مفهومی میرسیم ، نتیجه ی نهایی این مرحله یک تصویر کلی  از آینده ی محصول  است ، یک طراحی بزرگ مقیاس با جزئیات کم از آن چیزی که در نهایت عرضه خواهد شد.وقتی طراحی مفهومی  به انجام میرسد، ما میتوانیم متوجه شویم که محصولمان به چه  مشکلاتی پرداخته و کدام مسایل را حل کرده است، محصول ما چگونه آن مسایل را حل کرده است و در نهایت کاربر ، چه احساسی را از حل مشکلش توسط محصول ما به دست می آورد. فرآیند طراحی مفهومی بیش از آنکه به صورت فیزیکی قابل مس باشد ، قابل خواندن و نگاه کردن است. چیزی است  روی تخته وایتبرد و لابلای اوراق و گرافیک ها و نوشته ها.  این مرحله را شاید بتوان بی اغراق  خلاقانه ترین  بخش از فرآیند طراحی  دانست.

دو کانسپت دیزاینر جزئیات ایده شان را روی دیوار رسم کرده اند و داستان طراحیشان را مرور میکنند.BMW

پس از طراحی مفهومی و نهایی شدن آن است که تیم طراحی به سوی طراحی جزئیات میروند. مرحله ای که با کمک ابزارهای دقیق طراحی(نرم افزارها و سایر ابزارها) و نیز استفاده از علوم  و فنون (فیزیک ، مکانیک ، ریاضی و سایر علومی که در طراحی محصول نهایی به آنها نیاز داریم) ایده ی طراحی مفهومی ، شکل میگیرد و از آن مهمتر اینکه  در این مرحله است که  ایده ی مفهومی به گونه ای تغییر میابد تا قابلیت تولید پیدا کند.

یک نکته ی مهم که در شناخت فرآیند طراحی مفهومی باید به آن توجه کرد اینکه ، بر خلاف آنچه اکنون در ایران رایج شده است و لازم است هرچه سریعتر نسبت به تصحیح آن اقدام کنیم ، اینکه  طراحی مفهومی الزاماتکه ای از فرآیند طراحی برای تولید محصولات صنعتی و آی تی نیست. طراحی مفهومی برای هر نوع خدمات ، محصول و فرآیندی مورد نیاز است. از فرآیند جمع آوری هویج فرنگی بگیرید تا فرآیند بسته بندی و … هر چیزی که قرار است ارزش تولید کند و ثروت بسازد.

با توجه به وظیفه ی اصلی  طراحی مفهومی ( ایجاد پاسخهایی نو یا بدیع برای مسایل تازه یا مسایل قبلی) و  توصیف دقیق همه ی تجارب ، شرایط آتی محصول و … میتوان اینطور گفت که  طراحی مفهومی محل اشتراک  مفاهیم و مسایل کسب و کار(اقتصادی)،علوم اجتماعی و احساسات مردم و در نهایت مسایل طراحی است. به عبارتی همانطور که در ابتدای متن نوشتم ، وقتی طراحی مفهومی میکنید ، علاوه بر اصول طراحی (زیبایی و مسایل بصری) ارزش اقتصادی و پاسخهای طرحتان برای آینده ی کسب و کار طرح  هم باید فکر کنید . علاوه بر اینها ، طرح شما با فرض اینکه بالاترین سطح زیبایی و بهترین شرایط  کسبو کاری آینده را داراست ولی به ساختار اجتماعی جامعه ی شما(کاربران طرح مفهومی) فکر نکرده باشد ، آنوقت طرح مفهومی قابل قبولی نداشته اید.

در حوزه ای که من فعالیت میکنم،(طراحی موزه ، مرکز علم و رویداد)طراحی مفهومی بهتازگی در حال شکل گیری است و البته همچون بسیاری از مفاهیم دیگری که به شکل وارداتی به ایران آمده اند ،  کج فهمی های زیادی به آن وارد است.  در بسیاری از موارد ، هزینه کردن برای طراحی مفهومی کاری عبث محسوب میشود و یا آنکه در بسیاری از موارد طراحی مفهومی را به تیم معماری میسپارند . در نتیجه طراحی مفهومی کاملا ابتر باقی میماند. کار طراحی مفهومی یک کار تیمی است با مشارکتِ دارندگان  علم تخصصی در حوزه ی مفهومی که  طراحی برایش انجام میشود(مثلا زیستشناسان برای یک موزه ی  تاریخ طبیعی) متخصصان علوم اجتماعی، طراحان و صنعتگران و متخصصات اقتصادی و کسب و کار.

طرح مفهومی خوب و کامل ، ضامن پیشرفت درست کار و موفقیت آتی هر طرحی است.

طراحی مفهومی یک میز. ببینید چه مسایلی را قرار است حل کند و چگونه.

طراحی مفهومی یک کفش. در برخی مورد طرح های مفهومی نگاه  طراح را به آینده نشان میدهد و طرح هایش قرار نیست تولید شوند.

فرآیند کوتاهی از یک طراحی مفهومی در BMW

ایده ی مفهومی برای آیفون ۵