• زمان : ۱۳۹۶/۷/۱۴ ه‍.ش.،‏ ۴:۱۷
  • نمایش : ۳۲۲ دفعه
  • موضوع : متفرقه
دقت کنیم و رسانه‌ی خطا نباشیم.

همچون بسیاری از اعضای خانوادههای ایرانی، افراد فامیل ما هم به جز عضویت در گروه‌ها و کانال‌های تلگرامی متنوع، یک گروه تلگرامی اختصاصی هم برای خودشان دارند و عضوش هستند که در آن جدا از حال و احوالپرسی و هماهنگی با همدیگر برای گعده‌های گروهی و شب نشینی‌های منظم ماهانه ، مطالب جالب و مناسب با حال و هوای خانواده و فامیل هم به اشتراک گذارده می‌شود.با توجه به اینکه فامیل ما (کم و بیش همچون بسیاری از فامیل‌های تهرانی ) سطح تحصیلاتشان ،حداقل در حد کارشناسی(از قدیمِ قدیم تا جدیدی‌ها)هست...انتظار میرود مطالب منتشر شده در این گروه از کیفیت قابل قبولی برخوردار باشند.اما آنچه که مرا الان مجبور به نوشتن کرده است ، حجم فراوان نوشته‌ها و پست‌هایی است که قلابی اند و دارای خطاهای فاحش و دروغ و شایعه‌سازی هستند. 

همین امشب در گروه تلگرامی ما ، دکلمه ی شعری منسوب به فروغ فرخزاد با صدای خانمی که فروغ دانسته شده بود منتشر شد.برای منی که فروغ و اشعارش را دوست داشته ام تقریبا قطعی بود که این شعر در هیچ یک از کتابهای فرخزاد نیامده است، پس کافی است شک کنم که حتما اشتباه است. یک جستجوی ساده‌ی اینترنتی و...بله...شعر از آنِ شاعری است به نام «بنی اسدی» و صدا هم که به وضوح متعلق به فروغ فرخزاد نیست. کافی است یکی از فایلهای صوتی قدیی که صدای فروغ است(چه مصاحبه اش چه بازخوانی شعرهایش) را بشنوید تا مطمئن شوید.

چندی قبل هم متنی منتشر شد درباب بیماری«لپتوسپیروز» که ای وای این را سریع منتشر کنید که از مرگ نجات یابید ، یک نفر چند روز قبل نوشابه قوطی خورده و به شب نرسیده مرده و چه و چه....

قبلتر هم درباره ی کسوف و بعد تاریکی مطلق و ....

یک آمار سردستی از مجموعه‌ی پست‌های سه ماه قبل  گرفتم از همین یک گروه خانوادگی: از هر ۱۰ پستی که منتشر میشود( و بازنشری است و به عبارتی «اورجینال» نیست) ، ۳ پست کاملا قلابی است و خطای غیر قابل گذشت، ۲ پست خطاهای فاحشی که میتواند کاملا اشتباه برداشت شود و خطای بزرگ بسازد، ۳ پست هم دارای خطاهای معمولی که شاید با اغماض فروان بتوان از کنارشان گذشت و دم نزد. ۲ پس دیگر هم تقریبا بی ارزش هستند که بخوانید و نخوانیدشان فرقی ندارد(از این پستهایی که مثلا توصیه های حکیمانه ی فلان سلبریتی قدیم و جدید و مرده و زنده ی عالم و ایران را شامل میشوند). به یک عبارت ساده تر ، در همین یک گروه ، تقریبا هر پستی که بازنشر شده است ، یا ایراد دارد یا بی ارزش است و تنها نوشته هایی ارزش خواندن و توجه کردن دارند که اصلند و نویسنده اشان معلوم است و موضوعش در حوزه‌ی تخصص نویسنده است(که البته در این گروه فامیلی ، پست‌های اورجینال در حد اعلام خبر جلسات و نشستهای فامیلی است و برخی اوقات شوخی‌هایی که خود افراد مینویسند و بازنشری نیستند و تک و توک موضوعی قابل تامل از اوضاع و احوال جامعه و یا علم و یا رویدادی در نزدیکی هایمان.)

حالا این آمار را تعمیم نمیدهم به سایر گروه‌ها ، اما مشاهدات ساده‌ی من میگوید موضوع و شرایط تقریبا همین است. به خصوص در گرو‌های غیر تخصصی و بدون مدیریت متمرکز و قهار که هر نویسنده و بازنشر دهنده ی پرت و پلایی را بی هیچ اغماض و مماشاتی حذف میکند.

واقعا چه باید کرد؟تا کی و چطوری باید با این موضوع و موج غریب تمایل به بازنشر هر نوشته ای کنار آمد؟ من متخصص جامعه شناسی نیستم که بتوانم بگویم چرا و چطور اینهمه آدمها دوست دارند که دیده و شنیده شوند که در طول روز اینهمه در گروه‌های شبکه‌های مجازی فعالانه در تلاشند تا از خود ردپایی و اثری برجای گذارند...اما حالا که اینهمه تمایل به حضور دارید، کمی دقت کنید و کنیم تا ردپای درستی از خود برجای گذاریم. من راه حالهای زیر را مینشاسم و مینویسم...شاید شما هم چیزی به ذهنتان رسید. بنویسید و بگویید تا بدانیم و با هم کمک کنیم تا درست تر گام برداریم:
۱-تلاش کنید باز نشرِ متون و محتواها را کنترل و محدود کنیم. مگر بازنشر اخبار و اقوال رسمی ،دارای نویسنده ی معتبر و شناخته شده . به متن زیر دقت کنید:
...همین دیروز یک نفر در تهران نوشابه ای خورده و تا شب نشده مرده است به این دلیل که ....
این متن به احتمال زیاد جعلی و قلابی است...بی سند است و به هیچ روی شایسته ی توجه نیست...اصلاب ه دنبال باقی قصه هم نروید.

۲-اگر در چیزی و موضوعی تخصص ندارید ، به هیچ وجه و با هیچ دلیلی آن را بازنشر ندهید مگرب ه درخواست مقامهای مسئول و یا دانایان ذیربط. به عبارت درستتر همواره با خود تکرار کنید: «بازنشر این متن به من چه ربطی دارد». این به معنی نفی ساختارهای اجتماعی و نقش شما به عنوان یک شهروند مسئول نیست. اتفاقا مسئولیت شما را به عوان یک شهروند متعهد پررنگ میکند. لطفا فقط و فقط در حوزه ی داناییتان متن بنویسید و نشر دهید و بازنشر کنید.

۳-مسئولیت اجتماعیتان را در مقام یک دیدبان تقویت کنید و برای ابراز وجود در شبکه‌های اجتماعی از این نقشتان مایه بگذارید. شما در زندگی روزمره تان با چه مشکلاتی مواجه هستید؟ مثلا فلان خیابان آسفالتش خراب شده و شهرداری و کسی دیگر به آن توجه نمیکند؟ این موضوع با ارزشی است برای توجه شما.درباره‌اش بنویسید، آدرس دهید و عکس بگیرید و منتشر کنید و ... قبول دارم که این کار سختتر از زدن دکمه ی فوروارد در گوشی است وب ازنشر دادن هرچیزی، اما به مراتب با ارزشتر و بی خطاتر است.

۴-کتاب بخوانید. خیلی زیاد. وقتتان رابیهوده در تلگرام هدر ندهید. هر روز ۵-۶ صفحه کتاب بخوانید(این عدد حداقلی است)و بعد به سراغ تلگرام و اینستاگرام بروید. هرچه خوانده اید را در یک پست تلگرامی خلاصه‌وار بازنشر کنید...به کتاب ارجاع دهید تا شاید دیگران هم تشویق به خواندن آن شوند.اینطوری نقش پررنگی در جامعه خواهید داشت و ابراز وجودتان در تلگرام هم خیلی باکلاستر از قبل میشود. شک نکنید.

۵- اگر صاحب تخصصی هستید(هر چه باشد) و علاقه و توان نگارشی و فرصت مناسب دارید ،تلاش کنید دانسته‌هایتان را به درستی و دقت در قالب نوشته هایی کوتاه و جذاب به دیگران بیاموزید.در این حالت تلگرام ابزار خوبی است.

۶-اگر صاحب فن و دانایی هستید ولی حوصله و وقت و علاقه و توان نگارشی برای ساختن و نشر محتوا را ندارید، متون دیگرانی که بازنشر کرده اند را به دقت بخوانید و ایرادهایشان را بگیرید و تذکر دهید، اگر نوشته ای دروغ و اشتباه دارد حتما و حتما و حتما اعلامش کنید. نترسید از اینکه به شما انگ همه چیزدان یا خود بزرگ بین یا چیزهایی از این دست بزنند.

۷-وقتی یک پست تلگرامی دیدید که اولش نوشته «ترا به خدا»، «اگر ایرانی هستی و خون آریایی در رگهایتان هست» یا اگر نوشته که «اگر مسلمانید» یا«اگر وجدان دارید»و ادامه داده است :«... این نوشته را سریع به دیگران برسانید ، تا دیر نشده » و یا هر جمله‌ی تشویقی ملتمسانه‌ی دیگری همچون اینها، آن نوشته را اصلا نخوانید. دیلیت کردن را برای همین وقتها ساخته اند.

۸-این نوشته را بخوانید و بازنشرش دهید، تا دیر نشده، اگر ایرانی اصیل هستید این را بازنشر کنید تا دیر نشده، حیات و اینده ی ما به همین نوشته بند است.  D;


این مطلب در دوهفتهنامه‌ی دانستنیها ، مورخ۲۹مهر۱۳۹۶ منتشر شده است