• زمان : ۱۳۹۶/۹/۲۶،‏ ۲:۴۷
  • نمایش : ۵۳۱ دفعه
  • موضوع : طراحی موزه

این روزها  آن‌چیزی که در دنیا با نام عمومی صفحات دیجیتالDigital screen شناخته میشوند در درسترس همگان قرر گرفته است. صفحات دیجیتال شامل تلویزیون ، گوشی های همراه(به خصوص هوشمند) تبلتها و … است. در بسیاری از موارد زندگی روزمره را نمیتوان بدون این ابزارها تصور کرد و روز را به شب رساند. از آن مهمتر اینکه در بسیاری از خانواده ها اینکه حتی کودکان کم سن و سال میتوانند از این ابزارها استفاده کنند و مهارتشان در  استفاده از این ابزارها از سایر اعضای خانواده که سن بالاتری دارند بیشتر است را نشانه ی رشد و آی کیو(هوشمندی) بالاتر نسل جدید دانسته و گاه حتی به آن مباهات میکنند.

 اما  چند سالی است که«سرژ تیسرون» روانشناس فرانسوی  این مساله را مورد تردید قرار داده و با استناد به پژوهشهای فراوان و مطالعات بالینی و آرشیوی  ، آن را به چالش کشیده و در سال  ۲۰۰۸ م. قانونی ارائه کرد که به شکل کلی به نام قانون« ۳/۶/۹/۱۲  در استفاده از صفحات دیجیتال» شناخته میشود. پس از ارائه ی این قانون در سال ۲۰۱۱ AFPA(انجمن فرانسوی متخصصان اطفال) هم این قانون را پذیرفت و در گسترش آن دخیل شد.

 در این قانون  با استناد به روانشناسی رشد کودکان و مطالعات جانبی آن ، شیوه های رفتاری ساده ای برای  تنظیم رفتار کودکان با صفحات دیجیتال پیش بینی شده است.

امروزه میدانیم (با توجه به روانشناسی رشد) که کودکان از بدو تولد تا ۳ سالگی به کشف فضا و زمان میپردازند. آنها در این بازه ی زمانی میخواهند با محبط سه بعدی و گذر زمان ، آینده و قبل و بعد ، آشنا شوند. پس از آن است که در بازه ی زمانی ۳ سالگی تا ۶ سالگی ، آنها  تواناییهای فیزیکی و ارادشان و همینطوراحساسات و عواطف و حسگرهای زیستیشان را میشناسند و بر آنها کنترل پیدا میکنند. در سه سال بعد یعنی فاصله ی ۶ تا ۹ سالگی ، کودکان  با قوانین اجتماعی آشنا میشوند و باید بتوانند این قوانین را رعایت کرده ، به آنها احترام بگذارند و خودشان را بخشی از یک اجتماع بزرگ بدانند. و در نهایت در ۳ سال بعدی ، یعنی بین ۹ تا ۱۲ سالگی  آنها  قوانین پیچیدگی های دنیای پیرامون را مورد کاوش قرر داده و با آن روبرو شده و  میتوانند آنها را تجزیه و تحیلی کنند.

بر همین اساس است که هر رفتار یا ابزاری که این الزامات اکتشافی دنیای کودکان  را  دچار اختلال کند ، ابزار یا شیوه ی نادرست محسوب میشود.

تیسِرون با در نظر قرار دادن الزامات فوق ،  و نیز بررسی های فن آورانه ی صفحات دیجیتال قوانین چهارگانه ی ذیل را طراحی کرد:

      ۱- تا پیش از ۳ سالگی کودکان به هیچ وجه با  صفحات دیجیتالی نباید کار کنند. این ابزارها  ادراک آنها را از زمان و مکان مختل میکنند. آنها را در زمان به سرعت عقب و جلو میبرد و باعث میشود توالی و تداوم زمانی (و مکانی) برای آنها ناممکن یا بسیار سخت شود.

      ۲- در سه سالگی استفاده از تلویزیون و سایر صفحات دیجتالی آغاز میشود .کودکان در این زمان بایستی کاملا اکتیو و فیزیکی باحسگرهایشان روبرو شوند و آن را مورد اکتشاف قرار دهند. بنابراین دیدن تلویزیون را بایستی کاملا محدود کرد و در ساعات اختصاصی به آن پرداخت.هر نوع استفاده از کنسولهای بازی باهمراهی بزرگترها و همراهان ، آنهم محدود انجام شود.تانتهای این دوره(یعنی ۶ سالگی) هم استفاده از اینترنت ممنوع است!

      ۳- تا پیش از ۹ سالگی از بازی های کامپیوتری استفاده نکنند.این بازی ها به هیچ وجه قوانین و روابط اجتماعی را  نمایان نمیکنند و از سوی دیگر بچه ها را جامعه گریز میکند. بنابراین بهترین کار این است که ساعات استفاده محدود شود ، رمزگزاری ها و کنترلها قطعی باشد و از آن مهمتر اینکه پس از دیدن تلویزیون ، فیلم و حتی بازیهای کنسولی درباره ی آنها با هم صحبت کنیم. از بچه ها باید خواسته شود برای ما صحبت کنند.

     ۴-مرحله آخر ، فاصله ی ۹ تا ۱۲ سالگی است. اینترنت دنیای جذابی است . اما بچه ها هنوز نمیتوانند درست و غلطها را به خوبی شناسایی کنند. به آنها کمک کند. به همراه شما و یا با نظارت شما از اینترنت استفاده کنند. هم پیچیدگی های دنیا را بازمیشتاسند هم ایمن میمانند. موبایل؟ هنوز زود به نظر میرسد. استفاده از موبایل خیلی محدود و کاملا غیر شخصی است.

 اینها کلیاتی هستند از راهکارهایی که  به عنوان قانون ۳/۶/۹/۱۲ معروف شده است .  اما ارتباط این قانون با طراحی موزه ها چیست؟

این روزها موزه های زیادی را در ایران (و در جهان) میبینیم که برای کودکان طراحی شده است و یا به عبارت درستتر مخاطب هدفشان کودکان هستند. اما از سوی دیگر استفاده از  ابزارهای دیجیتالی از هر نوع( از دیتا پروژکتورها تا ابزارها و گجتهای  دیجیتالی چون موبایلها و …) را   مد نظر قرار داده اند  شاید چون به هر حال این ابزارها جاذبه های زیادی دارند و  امکانات  متنوعی در اختیار ما قرار میدهند. اما بی دقتی به این قانون(و استانداردهای مشابه) باعث میشود اصول پداگوژیک و تربیتی این موزه ها به شدت خدشه دار شوند. ما به عنوان طراحان موزه و نمایشگاه های آموزشی بایستی به این قواعد پایبند باشیم و  آنها را مد نظر قرار دهیم.