• زمان : ۱۳۹۶/۷/۱۶،‏ ۱:۳۹
  • نمایش : ۲۸۹ دفعه
  • موضوع : طراحی موزه

     بگذارید اعتراف کنم! تا ۱۹ سالگیام فقط دو بار سینما رفته بودم و هیچ وقت هم شهر بازي را ندیده بودم، اما در عوض تا دلتان بخواهد موزه رفته بودم. یکی ازهیجانآورترین موزههایی که رفته بودم، موزه «تاریخ طبیعی تهران» در میدان هفت تیر بود. موزهاي نه چندان بزرگ، با یک ورودي جذاب و محوطه داخلی تاریک و بدون نور طبیعی، مملوا ز حشرات، پروانه ها، پستانداران، سنگها، فسیلها و... هر بار که به این موزه میرفتم با دقت زیاد و بسیار آرام و بی سر و صدا، ویترین به ویترین ازمقابل جانوران خاموشش گذر میکردم و گاهی از برخی نمونهها نقاشی و طرحی میکشیدم یا یادداشتی از مشاهداتم یا برچسب نمونه برمیداشتم.سال‌ها از آن زمان می‌گذرد و حالا این روزها در کسوت طراح مفهومی موزه به فعالیت در مراکز علم مشغولم و مشاهدات آن ایام و صدالبته تجربه گشت و گذاردر موزه‌هاي گوناگونی که دیده‌ام را در طراحیهایم لحاظ می‌کنم. با این حال مشکل بسیار بزرگی درا ین میان وجود دارد؛ بیشتر مدیران و صدالبته بخش بزرگی‌ از شهروندان و حتی بسیاري از دانشگران و دانشجویان ما درك صحیحی از موزه ندارند! در واقع بخش بزرگی ا ز جامعه، موزه تاریخ طبیعی را جایی می داند که تعدادي(کم یا زیاد) موجود تاکسیدرمی شده، استخوان هایی واقعی یا کپی شده، حشراتی فیکس شده و... در ویترینهاي آن به شکلی زیبا چیده شدهاند و شما به عنوان بازدیدکننده میتوانید آنها را ببینید. با وجود چنین تصوري خیلی سخت است شما بهعنوان کارفرمایی دولتی بخواهید بودجه هاي کلان چند میلیارد تومانی براي موزهاي تازه هزینه کنید یا به عنوان شهروند براي بیستمین بار به بازدید موزه تاریخ طبیعی بروید. با این پیش فرض همه چیز گویی ثابت است و بیتغییر. به این می ماند که هرروز به انباري خانه بروید و به آن سر بزنید!

اما در موزه هاي تاریخ طبیعی بزرگ دنیا، روش و انتظار چیز دیگري است.این موزهها، مراکز آموزشی و پژوهشی هستند که به پژوهشگران کمک می کنند فرآیندهاي  پژوهشی خود را جلو ببرند و صدالبته بخشی از آنچه را دارند براي نمایش عمومی هم در معرض دید همگان قرار میدهند و با ا ین کار مردم و بخصوص جوانان و نوجوانان را به دنیاي طبیعت علاقه‌مند می‌کنند. حالا چرا این‌ها را برایتان نوشتم؟  قضیه این است که پژوهشگران دانشگاه آکسفورد در حوزه پزشکی وا رتوپدي پرسشی داشتند با این مضمون که چرا آمارشکایت از دردهاي  لگن و سایر مفاصل اینقدر بالاست؟  آنها حدسهاي مختلفی براي  پاسخ به این پرسش داشتند و براي پاسخ نهایی تلاش کردند تغییرات این مفاصل دردناك امروزي را در ۴۰۰ میلیون سال اخیر بررسی کنند. براي این کارلازم بود مفاصل انسان و گونه هاي پیش از او را در بازه‌ی ۴۰۰ میلیون ساله ببینند. کجا می توانستند این کار را ا نجام بدهند؟ البته در موزه هاي تاریخ طبیعی. آن‌ها تعداد زیادي فسیل و استخوان انسان و شامپانزه را که قدمت هاي متفاوتی از ۴۰۰ میلیونسال قبل تاکنون داشتند و در موزه هاي آکسفورد، اسمیتسونین و موزه‌ی  تاریخ طبیعی بریتانیا وجود داشت اسکن کرده، مدل سه بعدي از آن‌ها ساختند و بررسی کردند. الانبه نتایج این پژوهش نمی پردازم وا گر دلتان خواست می توانید  ردش را در خبرهاي علمی بیابید. آن‌چه مهم است و اینجا مورد اشاره قرار دارد این است که موزههاي تاریخ طبیعی (و تقریبا همه‌ی موزههاي دیگر) انباري نیستند! موزهها مراکزي هستند که در خدمت پیشرفت علوم و دانایی ما قرار دارند، دانشگران را در پژوهشهایشان کمک میکنند و مردم عادي را در جریان فرآیند علم و علمی شدن قرار میدهند و به ویژه  نوجوانان را به دنیاي علم علاقهمند می کنند. باید عینک را عوض کنیم و موزهها را جور دیگري ببینیم.


این متن نخستین بار در تاریخ ۶ بهمن ماه ۱۳۹۵ در روزنامه جام جم، ستونِ مثلث دانایی منتشر شده است.