• زمان : ۱۳۹۶/۴/۲۹،‏ ۱۵:۰۷
  • نمایش : ۳۸۷ دفعه
  • موضوع : علوم و فنون
هر پدیده ای که در دنیا دیده شود ابتدا مورد توجه خاص دانشمندان قرار میگیرد. آنها با توجه و دقتی مثال زدنی دنیا را مورد وارسی قرار میدهند و فرضیاتی برای آن در نظر میگیرند. سپس آن نظریات را با آزمایشات فراوان مورد راستی آزمایی قرار میدهند.

      هر پدیده ای که در دنیا دیده شود ابتدا مورد توجه خاص دانشمندان قرار میگیرد. آنها با توجه و دقتی مثال زدنی  دنیا را مورد وارسی قرار میدهند و فرضیاتی برای آن در نظر میگیرند. سپس آن نظریات را با آزمایشات فراوان مورد راستی آزمایی قرار میدهند.اگر راستی یا درستی این فرضیات تایید شد آنگاه فرض های ما به قانونی تبدیل میشوند که درستند و در آنها خللی وجود ندارد و البته تاریخ نشان داده که بسیاری از این قوانین بعدها با قوانین دیگری رد میشوند....اما به هر حال موضوع چندان از این پیچیده تر نیست.
خوب ببینیم واقعیت چیست...
      در روال بالا ( که بسیاری از دانش آموزان و حتی معلمان ما آن را قبول دارند و درست فرض میکنند...) هیچ نشانی از نظریات علمی نمی بینید...می دانید چرا ؟ چون آن را با فرضیه برابر میگیرند....حتی در بسیاری از کتب علمی آین دو واژه را باهم برابر و هم معنی میدانند( راستی آیا می دانید در اینجا نباید از واژه مترادف استفاده کرد؟) به عبارتی روال ساخته شدن یک قانون علمی را چنین میدانند:
 
                                                                               مشاهده >> فرضیه( یا نظریه)>> آزمایش >> قانون
 
      در ضمن در این دیدگاه یک ایراد اساسی دیگر هم دارد و آن اینکه یک  قانون تا زمانی که نقض نشده درست فرض می شود و می تواند در دنیا رایج و مورد مصرف باشد....
حالا به یک مثال ساده توجه کنید:
         جاذبه قانونی جهان شمول دارد که سالیان درازی است بر دنیای فیزیکی ما سیطره دارد.بر اساس مدل فوق این قانون نباید به نوعی رد شود و اگر رد شود ...و      البته در دنیای امروز میشود...بسیاری از قوانین در بخشی از دنیا رد میشود یا درست تر بگویم، اصلا به کار نمی آید مثلا قانون جاذبه در اندازه های بسیار ریز( اتمی ) به راحتی نقض می شود و کاربردی ندارد.مشکل کجاست؟نتیجه چه میشود؟
           نیوتون در فرایند دنباله دار و تقریبا بلند مدتی بر اساس آنچه که مشاهده کرده بود به نتایجی رسید . این نتایج نشان دهنده چکونگی رفتار طبیعت بودند. مثلا او بر اساس مشاهدات خود نتیجه گرفت که یک جسم به جرم m1وجرم دیگری به جرم m2 نیرویی بر هم وارد میکنند که این نیرو به مقدار دور جرم و عکس مجذور فاصله آن دو جرم ربط دارد.  این رابطه( که آن را با یک فرمول ساده ریاضی نیز میتوان نشان داد) بیانگر چگونگی رفتار طبیعت است و اصلا در مورد اینکه چرا این رفتار از طبیعت سر میزند صحبتی به میان نمی آید.
اما اگر نیوتون می خواست ( یا شاید می توانست!!) این رفتار طبیعت  را( که اکنون قانون جاذبهنامیده میشود) توضیح دهد آنگاه باید نظریه جاذبه را پی ریزی میکرد.
حالا اصل قضیه دستگیرتان شد؟

قانون علمی مجموعه بیاناتی است که رفتار طبیعت را توضیح میدهد در حالی که نظریه های علمی برای توصیف قوانین و بیان چگونگی رفتار های طبیعت ساخته میشوند. قوانین چگونگی و نظریات چرا های طبیعت را پاسخ میدهند