• زمان : ۱۳۹۶/۸/۳ ه‍.ش.،‏ ۱۶:۳۱
  • نمایش : ۲۱۶ دفعه
  • موضوع : محیط‌زیست

این روزهایی که گذشت ، علاقمندان و فعالان محیط زیستی کشورمان با خبری روبرو شده اند که به هرحال اهمیت دارد(چه برای موافقانش چه برای مخالفانش)...آن خبر  چیزی نیست به جز استعفای محمد درویش ، مدیرکل  دفتر آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان محیط زیست ایران. من محمد دریش را سالهاست که میشناسم. از زمانی که در سال ۱۳۷۶ برنامه ی صبحگاهی شبکه دو را در بخش محیط زیست و گردشگری اجرا میکردم و از او خواستم بیاید و درباره ی کویرها و زیبایی هایش صحبت کند تا کنون. میزان علاقمندی اش به کنشگری محیط زیستی را میدانم و از نزدیک دیده ام و میدانم که غل و غشی در آن نیست. فارغ ازاینکه آیا همه ی افکارش را درست میدانم یا نه ، و اینکه آیا همه ی فعالیهایش مثمر ثمر بوده یا نه  باید با قطعیت بگویم که او به آنچه میکند  باور دارد و از آن مهمتر نقش همه گیری و فراگیری اجتماعی را به خوبی درک کرده است. برای همین است که وبلاگ نویسی  و حضور فعالنه در محیطهای مجازی را جدی گرفته و به خوبی راهکارهایش را میداند.برای همین است که سفر رفتن و سرک کشیدن به گوشه و کنار ایران را مصرانه دنبال میکند. برای همین است که ارتباط با جامعه محلی را و فن بیان عالیو پرشور و احساسی را در کنار ارائه ی اطلاعات دقیق و عددی را به خوبی میداند و در آنها مهارت دارد و به اجرا میگذارد. و از همه مهمتر اینکه او میداند که عالم بی عمل همان زنبور بی عصل است و وقتی از  سه شنبه های بدون خودرو میگوید ، خودش در این راه جلودار است و عملا دوچرخه سوار شهری بی بدیلی است.

محمد درویش یک استعفا نامه مینویسد . نه همچون نامه های مشابهی که فقط اعتراضی است به مدیر بالادستی و رها کردن و ترک کردن. او حتی در نامه ی استعفایش که سرگشاده هم نوشته است باز بر نقش خودش به عنوان یک فعال اجتماعی تاکید میکند و  توصیه هایی هم برای مدیرش دارد . توصیه هایی از حنس همانهایی که  سالهاست درپی اش هست و تاکیدی بر اینکه سازمان محیط زیست ایران نباید پشتوانه ی مردمی اش را از دست بدهد. شاید این نامه ی استعفا  تفاوتش را از همین جا بنا میکند. به عبارتی او از جایی خدا حافظی میکند  که قرار نیست آن را ترکش کند. ! یک دوگانه ی نقیض به نظر میرسد. کسی از جایی میرود بی آنکه ترکش کند. به عبارتی درست است که درویش از سازمان به عنوان کارمندش(مدیرکلش) استعفا داده است ولی قرار نیست حفاظت از محیط زیست را فراموش کند ، قرار نیست میراثش را بردارد و برود...و از همه مهمتر اینکه کنشگری (به خصوص در حوز های محیط زیستی) قرار نیست حمایت دولت و سازمانهای بالادستی را همواره با خود همراه داشته  باشد. کنشگری صحیح فرایندی است خودجوش و خودانگیخته. 

و این آن چیزی است که درویش تلاش کرده است انجام دهد و به دیگران هم آموزش دهد. 

نمونه های بسیار متنوعی از این دست فعالیتها در ایران (کمتر)و باقی نقاط جهان(بیشتر) شاهد هستیم. 

این کنشگری از اجرای فعالیهای درست آغاز میشود ، به آموزش های رسمی و غیر رسمی میرسد ، و در نهایت به اعتراض های مدنی و(متاسفانه)گاهی غیر مدنی هم می انجامد. هرکس به فراخور موضوع و توانش میتواند در این حوزه فعالیت کند. اما فعالیت مداوم در مسیر صحیح هویتت اصلی و محور مرکزی این قضیه است.

بنابر این بیایید تصویر درست از خودمان و جهان پیرامونمان بسازیم و بر اساس آن تصویر رفتار کنیم. 

من فکر میکنم تصویر درستی که باید داشته باشیم این است که: ما انسانها به سرعت در مسیر خودنبودگری قرار داریم، حتی در مقیاسهای زیستیمان میتوانم بگویم که سرعتمان آنچنان بالاست که این خودنابودگری را در کوتاه مدت به نتیجه میرسانیم. بنابراین لازم است با آموختن و آموزش دادن مسیرمان را تغییر دهیم  و آینده ای آرامتر و روشنتر برای خودمان بسازیم.

درویش از سازمان محیط زیست خداحافظی کرده است نه از  حفاظت محیط زیست. همانگونه که  دکتر کهرم و اسکندر فیروز و   حتی شهدای محیطبان هم . این را بدانیم و بیاموزیم که همه ی ما دربرابر سیاره مان مسئولیم . دربرابر محیط زیستمان و زیستمان و برای این مسئولیتمان بایستی از همه ی توانمان و امکانتمان استفاده کنیم به خصوص در این دوران که رفتارهای اجتماعی مبتنی بر بستر  اینترنت به خوبی شکل گرفته است و ظرفیتهای کمنظیری را برای کنشگری و اطلاع رسانی ایجاد کرده است.و البته ، این واقعیت مهم را بپذیریم که کنشگری امری است فعال  و کاملا فیزیکی. یعنی مثلا شما نمیتوانید به کنشگری در فضای مجازی بسنده کنید و تصور کنید وظیفه اتان را انجام داده اید ...

  


یکی از جلسات سخنرانی های عمومی مهندس محمد درویش در کافه‌ طهرون.