• زمان : ۱۳۹۶/۱۲/۱۵ ه‍.ش.،‏ ۱۶:۵۷
  • نمایش : ۴۳۴ دفعه
  • موضوع : محیط‌زیست

بخش نخست :فعالان محیط زیست

تجارت و کسب در آمد در تمام دنیا امری حیاتی محسوب میشود. به واژه ی حیاتی توجه کنید. نمی گویم مهم...بلکه از واژه ی حیاتی استفاده میکنم. میدانید تفاوت این دو واژه در چیست؟وقتی امری مهم محسوب میشود  یعنی امری است که بایستی انجام شود اما اگر نشد یا جانمان به خطر افتاد میتوان از آن صرفنظر کرد وبه مورد دیگری پرداخت. اما امور حیاتی اینگونه نیستند. امور حیاتی را بایستی انجام داد  به هر قیمت.چون حیاتی اند...چون زندگیمان به آن وابسته است(برای همین هم به آنها حیاتی میگوییم)کسب درآمد در دنیای امروزه یک امر حیاتی  محسوب میشود یعنی برای آن میتوان  خیلی چیز ها را نادیده گرفت. اما مساله ی محیط زیست و حفاظت و حراست از آن برای بسیاری از انسانها(شاید بیش از ۸۰ درصد مردم)یک امر مهم است(واقعا هست؟) نه یک امر حیاتی به همین دلیل هم هست که وقتی پای  تخریب یک جنگل (مثل جنگل ابر)یا یک تالاب(مثل تالاب انزلی) یا یک کوه(مثل سیاه کوه مشرف به تالاب گاوخونی) پیش می آید و سوی دیگر معادله ، کسب سود (انحصارا سود مالی و کسب درآمد)پیش میآید قربانی حتمی و قطعی  جنگل و تالاب و کوه است. چون حفاظت از آنها یک امر مهم است و حفاظت از کسب سود و منفعت یک امر حیاتی.

       ما معمولا برای  انجام هر دوی این امور(امور مهم و امور حیاتی) کلی دلایل و بررسی ها و  مطالعات نظری(تئوریک) داریم. بی شک شما مقالات کوتاه و بلند ، آکادمیک و عمومی متنوعی در باره ی محیط زیست و  نیز درباره ی کسب سود و درآمد خوانده اید که همه در حوزه ی مسایل نظری باقی مانده اند. اما از  آنجا که تفاوت مهمی بین امورمهم و امور حیاتی وجود دارد ، همواره می بینیم که امور مهمی چون  محیط زیست به ندرت از حوزه ی تئوری بیرون می آیند ،اما برخلاف آن تقریبا همه ی موارد منتهی یا مرتبط با درآمد زایی و کسب منفعت مالی به ندرت در حوزه ی تئوری باقی می مانند و بلافاصله تبدیل به پروژه و طرح اجرایی و ...میشوند و به سرعت هم به اجرا در میآیند که مبدا ذره ای از میزان سودش کاسته شود. به همین دلیل ساده در تفاوت نگرش مفهومی به یک سری از امور ، به راحتی (و البته سرعت) آنچه که از بین میرود جنگلها و تالاب ها و محیط زیست کوهستان و در یک کلام محیط زیست بشر است که از دست میرود. چون مساله ی محیط زیست فقط مساله ای است مهم نه حیاتی.

       اما این که چه میشود یک مساله ای مهم فرض میشود و مساله ی دیگر حیاتی معمای مهمی است. معمایی که شاید نتوان پاسخ سر راست و دقیقی برایش پیدا کرد.من یک فرض ساده برایش دارم. مهم بودن یک امر را باز هم نظریه ها و تئوری های علمی میتوانند تعیین کنند. اما حیاتی بودن را بایستی حس کرد. شما تا زمانی که احساس خفگی در اثر بسته شدن لوله های تنفسی تان را تجربه و حس نکرده باشید نمی توانید حیاتی بودن اکسیژن را بفهمید. به عبارت دیگر  با این اتفاق میفهمید که بایستی هوا به شما برسد تا زنده بمانید. برای همین است که اگر به هر دلیل دچار انسداد حلقی شوید یک فرد ماهر مجاز است که  گلوی شما را با تیغ تیز بشکافد و لوله ای برای تنفستان کار بگذارد. کاری که دردآور بودنش به وضوح آشکار است اما امری حیاتی را به جریان میاندازد. اما از سوی دیگر هیچ یک از ما ساکنان تهرانی با تمام وجودمان حس نکرده ایم که  هوای آلوده ی تهران دارد می کشدمان. برای همین هم هست که کنترل آلودگی هوای تهران ، بهبود کیفیت سوخت  خودروها، کنترل ترافیک ، عدم استفاده از خودروهای شخصی به صورت تک سرنشین و ... را به عنوان اصول و موارد حیاتی در نظر نمی گیریم و همچنان با آن مماشات میکنیم.یعنی یک بار دیگر امر مهم در برابر امر حیاتی کم می آورد...فقط به این دلیل که  امور  حیاتی   را کاملا حس کرده ایم و امور مهم را حس نکرده ایم.

    ،، یک امر مهم معمولا قربانی یک امر حیاتی میشود.

        مسایل محیط زیستی همواره و برای همه ی  افراد(تقریبا) یک امر مهم محسوب میشوند نه یک امر حیاتی . در این میان افرادی یافت میشوند که مسایل محیط زیستی و لزوم حفاظت و توجه به آن را به سطح امر حیاتی ارتقا  داده اند. انها به دلایلی متنوع  این کار را انجام میدهند. برخی از آنها بر اساس دانایی حاصل از تئوری ها این کار را انجام داده اند و برخی دیگر  تنها بر اساس یک حس درونی ،محیط زیست را از یک امر مهم به یک امر حیاتی تغییر داده اند. این افراد را میتوان واضع یکی از مهمترین  رویدادهای محیط زیستی در دنیای مدرن دانست.فعالان محیط زیست یا اکتیویست ها حاصل این نوع تغییر نگرش  هستند. آنها کسانی اند که میدانند و حس کرده اند(با تمام وجودشان)که  اهمیت دادند به محیط زیست نه تنها مهم است بلکه حیاتی هم هست. آنها می دانند که اگر محیط زیست دچار مشکل شود همه ی دارایی های مردمان هم نمیتواند آن را حل کند و به وضع نخستینش باز گرداند .فعالان محیط زیست دانسته اند که  محیط زیست ضامن  بقا و دوام انسان است و هیچ  روش کسب ثروتی بدون در نظر گرفتن این امر حیاتی نمیتواند پایدار باشد . بنابر این آنها با جان و دل برای  محیط زیست کار میکنند گاه در سطوحی نرم به شکل آگاه سازی و گاه به شکلی سخت برای جلوگیری از  رخ دادن امر نامطلوبی  برای محیط زیست.

تاریخچه محیط زیست گرایی

توجه به محیط زیست به عنوان یک امر حیاتی  سابقه ی چندان بلندی ندارد. در حالی که همواره در طول تاریخ بشریت این امر یک امر مهم محسوب میشده است. در همه ی ادیان توحیدی به خصوص اسلام توصیه های اکیدی در باره ی توجه به محیط  زیست(نقل به مضمون و توصیف و تفسیر) وجود دارد. در تمام جوامع بشری از باستان تا آغازین روزهای دوران مدرنن هم به همین ترتیب. اما هیچ یک از اینها  باعث نشدند تا افراد یا گروه هایی به عنوان فعالان محیط زیست به وجود آید.  به عبارتی هیچ یک از این توصیه های انسانی و مذهبی باعث ایجاد جنبش های اجتماعی(در هر سطح و پایه ای )نمی شدند. اما میانه های قرن ۱۹ میلادی نخستین نشانه های  محیط زیست گرایی به عنوان یک فعالیت محیط زیستی در اروپا دیده شد.  در سال ۱۸۶۳ جنبش های نخستین که با ملایمت بسیار همراه بود در بریتانیا آغاز شد و حتی فیلسوفانی همچون جان راسکین و ادوارد کارپنتر به توصیف آینده ای بدون محیط زیست پرداختند و خطرات آن را برای انسان بازگو کردند.

پرتره جان راسکین

اما هنوز زمان نسبتا درازی را بایستی سپری میکردیم تا جنبش های واقعی به عنوان فعالیت های محیط زیستی از سوی فعالان محیط زیست صورت بگیرد. در دهه ی ۵۰ میلادی این اتفاق رخ داد. این بار از قاره ی جدید.امریکا. بنجامین فرانکلین  و همراهان محلی اش در فیلادلفیا جنبش نسبتا وسیعی را راه انداختند در مقابله با  رها سازی ضایعات و زباله ها در منطقه ی صنعتی .نتایج این نوع جنبش ها در آمریکا بود که بعدها به ظهور افرادی چون  موییر منجر شد. او کسی است که با قدرت فراوان خود را به کنگره ی آمریکا تحمیل کرد و پارک یوسیمیتی را پی ریزی کرد و  مفهوم ارزش ذاتی طبیعت را هم تبیین کرد.

جان موییر...در یوسیمیتی پارک
پیاده روی دانشجویان سنترویل(ایندیانا)علیه آلودگی ناشی از حرکت خودروها- روز زمین ۱۹۷۰م.
تضاهرات روززمین سال ۱۹۷۰ که بر رویصفحه ی نیویورک تایمز نقش بسته. این تظاهرات در خیابان ۵ ام نیوبورک متوقف و سد شد.

باشگاه سیرا توسط بزرگان عکاسی آن روزگار در دنیا(افرادی چون آنسل آدامز و  نانسی نیوهال) راه اندازی شد تا از قدرت جادویی عکاسی برای تشویق و آگاه سازی عموم مردم  استفاده کنند. شاید ندانید اما انسل آدامز را میتوان در زمره ی معروفترین فعالان محیط زیست(اکتیویست ها - عملگر ها)  قرار داد.

باشگاه سیرا نقش اساسی در تبیین مفهوم آگاه سازی به شیوه های  متنوع و غیر کلاسیک در سراسر دنیا را داشت.  در سال ۱۹۶۲ میلادی  کتاب بهار خاموش در آمریکا منتشر شد و خوانندگان خود را به شدت تکان داد و از خواب بیدار کرد. این کتاب را میتوان کتاب مقدس طبیعتگرایان و فعالان محیط زیستی دانست. کتابی که علاوه بر موضوع مستقیم خود(استفاده  از سموم شیمیایی و  و تاثیر آن بر محیط زیست)مفاهیم متنوعی را برای فعالان روشن کرد.

انسل آدامز در حال تصویر برداری در طبیعت...او بیش از ۱۰۰۰۰ تصویر از طبیعت ثبت کرده است.
رودخانه آلپاچیکولا . اثر انسل آدامز
روی جلد کتاب بهار خاموش و تصویر نویسنده،راشل کارسون

هزاران کیلومتر آنسوتر،در شبه قاره ی هند یک فعال  واقعی ظهور کرده بود که علاوه بر موضوعات سیاسی و اجتماعی معمول ، به محیط زیست م به صورت یک موضوع حیاتی نگاه میکرد. او مهاتما گاندی بود که در برابر تخریب جنگلها به منظور بهره برداری های صنعتی و تجاری  ایستادگی می کرد و تحت تاثیرات آموزه های او بود که مفهوم بغل کنندگان درخت(tree huggers) در میان فعالان محیط زیستی رواج یافت. از این زمان بود که بغل کردن درختان ،خوابیدن در برابر لودر ها ی تخریب گر  و بسیاری رفتار های مسالمت آمیز دیگر میان فعالان محیط زیست رواج یافت.البته خیلی پیشتر از این تاریخ ، در هندوستان و در سال ۱۷۳۰ م بیش از ۳۰۰ زن و مرد برای دفاع از درختان روستایشان در یکی از روستاهای راجستان (هندوستان) درختانشان را بغل کرده بودند و این جنبش( جنبش چیپکو) الگویی ربای سایر جنبشهای محیط زیستی مسالمت آمیز شد.

تصاویری از «بغل کنندگان درخت» در هندوستان. تصویر بالایی مربوط به نخستین جنبش چیپکو است.
درخت بغل کنها در سالهای اخیر-امریکا

رفتار های فعالان محیط زیست بسیار متنوع است و معمولا هم تلاش میشود تا به صورت مسالمت آمیز فعالیت خود را بروز دهند.شعار های این گروه ها  و افراد فعال محیط زیستی بر پایه ی ارتباط برقرار کردن بین تولید ثروت و حفاظت محیط زیست(اقتصاد محیط زیست  پایدار است)  و نیز تبیین این که محیط زیست خودش به ذاته دارای ارزش است  استوار شده است.

ضد جنگ بودن و صلح طلبی این افراد(و گروه ها) جهانی بودن اندیشه ها و محلی بودن واکنش ها ، مجهز بودن به تئوری های موجود و فعال بودن مهمترین شناسه های این افراد است.


این مطلب نخستین بار در ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ در روزنامه جام جم منتشر شده است.