• زمان : ۱۳۹۷/۲/۲۹،‏ ۱۸:۴۴
  • نمایش : ۴۱۷ دفعه
  • موضوع : طراحی موزه

Museums-in-hyperconnectivity-era

۱۸ ام ماه می که امسال با تاریخ جمعه ۲۸ ام اردی بهشت برابر شده است ، روز جهانی موزه ها نامیده میشود. روزی برای بزرگداشت و تاکید بر نقش بی بدیل موزه ها در  تعمیق  و  غنی سازی برساخته های فرهنگی جوامع . روزی که به شکلی نمادین موزه ها در اولویت قرار میگیرند و رسانه ها  و موزه ها در سطوح بین المللی و نیز محلی  بیش از پیش به نمایش جنبه های مختلف موزه ها تاکید می کنند.

 هر سال  شورای بین المللی موزه ها (ایکوم) برای این روز شعاری می سازد که جهت گیری موزه ها را در سال پیش رو و یا به عبارتی یکی از مهمترین  وجوهی که باید بر آن تاکید و تمرکز بیشتری انجام بگیرد را   نمایش میدهد. در سال ۲۰۱۸ شعار روز جهانی موزه ها چنین ترجمه شده است:« موزه های  تراپیوسته ، رویکردهای نو ، مردمان نو»

 تراپیوستگی (Hyperconnection)مفهومی است تازه که موزه ها را هم در خود جای داده است. مفهومی که برخاسته از عصر ارتباطات اینترنتی  است. شاید بخواهید بدانید این مفهوم تراپیوستگی چیست که موزه ها را هم در خود جای داده . این مفهوم چندان قدیمی نیست . دو دانشمند جامعه شناس کانادایی  ( آنابل کوآن هاس و بری وِلمن) این واژه و مفهوم پسِ آن را اختراع کردند تا سطح تازه ای از ارتباطاتِ انسان-ماشین و انسان-انسان را در ان تعریف کنند. در این ارتباط گسترده همه ی انواع راههای ارتباطی دنیای مدرن باز تعریف میشوند. ارتباطات ساده ای همچون ایمیل ، وبسایت ، رمزینه های  تصویری و … تا همه ی انواع ارتباطات کلاسیک بین دو نفر. اما فقط این ارتباطات جدا از هم نیستند که مفهوم تراپیوسته بودن را  ایجاد میکند. بلکه قرار گرفتن مجموعه ای متنوع و متکثر از این ارتباطات در کنار هم و تشکیل یک شبکه ی گسترده و به هم پیوسته است که مفهوم «تراپیوستگی» را ایجاد کرده و به آن هویت می دهد. به عبارتی وقتی از تراپیوستگی صحبت به میان می آید ، منظورمان یک شبکه ی پیچیده و کارآمد از  ارتباطات مدرن و کلاسیک است که در کنار هم و باهم به انتقال داده ها پرداخته اند. ایجاد چنین شبکه ی گسترده و تکامل یافته ای از  ارتباطاتباعث ایجاد مفهومی تازه از داده ها هم میشود. یعنی در دوره ی «تراپیوستگی»  داده ها هم  ساختاری چند لایه و چند وجهی پیدا میکنند . در این فضا ، داده ها  شکلی فضایی  به خود گرفته و نه تنها یک شبکه ی مسطح ، بلکه  شکلی سه بعدی و از آن مهمتر و پیچیده تر  شکلی هولوگرافیک به خود می گیرند. منظور از هولوگرافیک بودن داده ها این است که داده ها ساختار واقعگرایانه به خود میگیرند و چیزی افزون بر داده های نخستین را روی خود سوار میکنند و  ارزشی بالاتر از  اطلاعات اولیه ی تولید شده را در خود جای میدهند. بر اساس چنین ساختاری است که  ارزشهای تازه ی تولید و مصرف اطلاعات  رخ نشان میدهند. مثلا در دنیای اطلاعات تراپیوسته ، فاصله ی بین تولید کننده و مصرف کننده ی اطلاعات به حداقل می رسد و منظور از فاصله ، همه ی انواع فواصل ،  یعنی فواصل زمانی و مکانی و مفهومی  است. بر این اساس ، وقتی دنیای اطلاعات به سطح تراپیوستگی میرسد ، یکی اتفاق مهمتر هم رخ میدهد : تولید نسلی تازه از «مردم» . مردمی که مصرف یا تولید کننده ی اطلاعات در دوران تراپیوستگی هستند ،  چیزی جدا از این شبکه ی پیچیده نیستند. به عبارتی  مردم  خودشان بخشی از این شبک هستند. درست همچون ماشینهایی(کامپیوترها)  که آنها هم بخشی از این شبکه ی تکامل یافته هستند. در این حالت است که  مردم تازه ای متولد میشوند و این مردمِ تازه ،همه ی ساختارهای مدنی را به فراخور روزگار تازه شان  تغییر میدهند.

,, مردم ،بخشی از شبکه‌های تراپیوستگی هستند.

       یکی از مهمترین ساختارهای فرهنگی، اجتماعی که از این دنیای تراپیوستگی  متاثر شده است ، موزه ها هستند. موزه هایی که در این ساختار با نام عمومی «موزه های تراپیوسته» نامیده میشوند و در شعار ایکوم به آنها اشاره شده است. موزه های ترا پیوسته علاوه بر اینکه منشا داه های موزه ای کلاسیک هستند(همچون گذشته) به عنوان ساختارهایی شامل  مواد اولیه برای روایتهای تازه ی موزه ای هم شناخته میشوند. به عبارت صحیح تر ، در این فضا و دوران جدید، مردم تازه ای که مجهز به ابزارهای مدرن و نوآمده هستند ، امکان تولید روایتهای تازه از موزه ها را دارند. آنها از یک موزه بازدید میکنند ولی روایت شخصی خود را میسازند و آن را منتشر میکنند و در نهایت معنی تازه یا روایتی جدید از موزه را میسازند و آن را منتشر میکنند . با این اتفاق  انگار که دیوار  موزه ها برچیده شده و موزه ها از هر سو گسترده و تکثیر میشود.  در دوران تراپیوستگی موزه ها روایتهایی چند وجهی پیدا میکنند و با مفهومی عمومی و رایج دموکرسی همگام میشوند. آنها  علاوه بر آنکه قصه های خود را روایت  می کنند ،  فضایی برای روایتگری بازدید کننده های خود می شوند و هزاران روایت تازه  از خود را باز تولید میکنند. در این فضا ، نقش اصلی و حیاتی را مردم بر عهد دارند. مردمی که  فعالانه در موزه ها گردش میکنند و باز تعاریف  جدید از یک موزه را هدایت کرده و شکل می دهند. اما تمام   وظیفه ی  بازتعریف موزه ها تراپیوسته بر عهده ی بازدید کنندگان نیست. کما اینکه اگر چنین بود هر موزه ای را میشد به صفت «تراپیوستگی» مزین کرد.  موزه ها برای اینکه تراپیوسته نامیده شوند بایستی دچار تغییراتی ریز یا درشت شوند. تغییراتی که تضمین کننده ی  عملگرا بودن موزه برای  این دنیای تازه متولد شده باشد. تغییرات موزه های تراپیوسته در سطوح طراحی ، چیدمان ، مفهوم و مدیریت  قابل بررسی است و هر موزه ای که بخواهد در این دنیای تازه خلق شده گام بردارد لازم است درجاتی از تغییر را در همه ی سطوح فوق مورد بررسی و اجرا قرار دهد. 

       موزه های تراپیوسته در مسیر شکل گیری و گسترش هستند ، مفهومی که بر مبنای دموکراسی در عرصه ی اطلاعات و نقش آفرینی فعال در این حوزه  بازتعریف شده اند  و الزامات و نیازهای خود را دارند. آزادی ارتباطات ، نقش آفرینی در تولید و نشر اطلاعات مبتنی بر «وب ۲.۰»  و  کدگزاریهای مدرن و تازه  در کنار آموزش مردمانی نوظهور که با دنیای ارتباطات دیجیتالی و بر بستر اینترنت(اینترنتی که اکنون با پسوند کلاسیک شناخته میشود به علاوه ی  اینترنت چیزها )  نه تنها غریبه نیستند بلکه با آن زندگی میکنند  بخشهای مهم چنین موزه های مدرن و نوظهوری هستند .


این مطلب نخستین بار در «سیناپرس» منتشر شده است ( اینجا )